nameless

[ایالات متحده]/'neɪmlɪs/
[بریتانیا]/'nemləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌نام; غیرقابل توصیف

جملات نمونه

a nameless yearning for transcendence.

یک آرزوی بی‌نام برای فراتر رفتن

the settlers become prey to nameless fears.

مستعمره‌نشینان طعمه ترس‌های بی‌نام می‌شوند.

I was seized by a nameless horror.

من در تسخیر یک وحشت بی‌نام بودم.

the myths talk about nameless horrors infesting our universe.

افسانه‌ها در مورد وحشت‌های بی‌نامی صحبت می‌کنند که جهان ما را آلوده کرده‌اند.

Somebody, who will remain nameless, actually managed to drink two bottles of champagne!

کسی که نامش را ذکر نخواهم کرد، در واقع موفق شد دو بطری شامپاین بنوشد!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید