a nameless yearning for transcendence.
یک آرزوی بینام برای فراتر رفتن
the settlers become prey to nameless fears.
مستعمرهنشینان طعمه ترسهای بینام میشوند.
I was seized by a nameless horror.
من در تسخیر یک وحشت بینام بودم.
the myths talk about nameless horrors infesting our universe.
افسانهها در مورد وحشتهای بینامی صحبت میکنند که جهان ما را آلوده کردهاند.
Somebody, who will remain nameless, actually managed to drink two bottles of champagne!
کسی که نامش را ذکر نخواهم کرد، در واقع موفق شد دو بطری شامپاین بنوشد!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید