nano

[ایالات متحده]/ˈnænəʊ/
[بریتانیا]/ˈnænoʊ/

ترجمه

adj. بسیار کوچک؛ در مقیاس نانومتر
n. یک ویرایشگر متن مبتنی بر کاراکتر برای ترمینال‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

nano technology

فناوری نانو

nano particles

ذرات نانو

nano scale

مقیاس نانو

nano size

اندازه نانو

nano materials

مواد نانو

nano devices

دستگاه‌های نانو

nano coating

روکش نانو

nano structured

نانوساختار

nano sensors

حسگرهای نانو

nano imaging

تصویربرداری نانو

جملات نمونه

the nano editor is a simple text editor.

ویرایشگر نانو یک ویرایشگر متن ساده است.

we used a nano-scale microscope to view the sample.

ما از یک میکروسکوپ در مقیاس نانو برای مشاهده نمونه استفاده کردیم.

the company specializes in nano-technology research.

این شرکت در زمینه تحقیقات نانوتکنولوژی تخصص دارد.

nano particles can improve the coating's durability.

ذرات نانو می‌توانند دوام پوشش را بهبود بخشند.

the nano-structure of the material was analyzed.

ساختار نانو ماده تجزیه و تحلیل شد.

they are developing nano-sensors for environmental monitoring.

آنها در حال توسعه سنسورهای نانو برای پایش محیط زیست هستند.

the nano-scale features were difficult to observe.

مشاهده ویژگی‌های در مقیاس نانو دشوار بود.

the nano-composite material showed enhanced strength.

مواد کامپوزیتی نانو استحکام بیشتری نشان داد.

we studied the nano-fabrication process in detail.

ما فرایند ساخت نانو را به طور مفصل مطالعه کردیم.

the nano-coating protected the surface from corrosion.

پوشش نانو سطح را در برابر خوردگی محافظت کرد.

the nano-scale imaging provided valuable data.

تصویربرداری در مقیاس نانو داده‌های ارزشمندی ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید