nepali

[ایالات متحده]/ˈnɛpəli/
[بریتانیا]/ˈnɛpɑli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نپال
n. زبان نپال؛ یک فرد از نپال

عبارات و ترکیب‌ها

nepali cuisine

آشپزی نپالی

nepali language

زبان نپالی

nepali culture

فرهنگ نپالی

nepali people

مردم نپال

nepali music

موسیقی نپالی

nepali art

هنر نپالی

nepali festival

جشنواره نپالی

nepali tradition

آد و رسوم نپالی

nepali history

تاریخ نپال

nepali dance

رقص نپالی

جملات نمونه

she learned nepali to communicate with her friends.

او برای برقراری ارتباط با دوستانش زبان نپالی یاد گرفت.

he enjoys nepali cuisine, especially momos.

او از غذاهای نپالی، به خصوص مومو، لذت می برد.

the nepali culture is rich in traditions.

فرهنگ نپالی غنی از سنت هاست.

they celebrated the nepali new year with a big feast.

آنها سال نو نپالی را با یک جشن بزرگ جشن گرفتند.

learning nepali can be challenging but rewarding.

یادگیری زبان نپالی می تواند چالش برانگیز اما پاداش دهنده باشد.

she visited nepal to immerse herself in the nepali lifestyle.

او برای غوطه ور شدن در سبک زندگی نپالی به نپال سفر کرد.

he is a nepali citizen living abroad.

او یک شهروند نپالی است که در خارج از کشور زندگی می کند.

the festival showcased traditional nepali music and dance.

این جشنواره موسیقی و رقص سنتی نپالی را به نمایش گذاشت.

she has many nepali friends from her university.

او دوستان نپالی زیادی از دانشگاه خود دارد.

he admires the beautiful landscapes of nepal and its nepali people.

او به مناظر زیبای نپال و مردم نپالی آن احترام می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید