nightmare

[ایالات متحده]/ˈnaɪtmeə(r)/
[بریتانیا]/ˈnaɪtmer/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خواب ترسناک یا ناخوشایند، یک تجربه یا وضعیت ترسناک که غیرممکن است از آن فرار کرد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nightmare-inducing

ایمن‌کننده کابوس

surreal nightmare

کابوس سوررئال

جملات نمونه

the nightmare of racial hatred.

ترس شبانه از نفرت نژادی

the nightmare scenario of mass unemployment

سناریوی کابوس وارِ بیکاری گسترده

the abysm from which nightmares crawl.

ته‌زنگی که کابوس‌ها از آن بیرون می‌آیند.

deliver us from the nightmare of junk paper.

ما را از کابوس کاغذهای اضافی رها کنید.

as far as nightmares went, this one was a lulu.

تا جایی که به کابوس ها مربوط می شد، این یکی یک لولو بود.

I had nightmares after watching the horror movie.

من بعد از تماشای فیلم ترسناک کابوس دیدم.

buying wine can be a nightmare if you don't know enough about it.

خریدن شراب می تواند یک کابوس باشد اگر در مورد آن به اندازه کافی ندانی.

I had a nightmare about being drowned in a lake.

من کابوسی در مورد غرق شدن در یک دریاچه داشتم.

an astronaut's worst nightmare is getting detached during an extra-vehicle activity.

بدترین کابوس یک فضانورد، جدا شدن در حین انجام فعالیت خارج از وسیله نقلیه است.

Shopping with Tom was a nightmare—he couldnever make up his mind.

خریدن با تام یک کابوس بود - او هرگز نمی توانست تصمیم بگیرد.

nightmares, anxiety, and other enduring scars of wartime experiences.

شب‌دیده‌ها، اضطراب و سایر زخم‌های ماندگار ناشی از تجربیات جنگ.

نمونه‌های واقعی

That was devastating. That was a nightmare.

آن بسیار ویرانگر بود. آن یک کابوس بود.

منبع: American Horror Story Season 1

My first several months in Maryland was sheer nightmare.

چند ماه اول من در مریلند یک کابوس محض بود.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

These are the remnants of India's Fabian nightmare.

اینها بقایای کابوس فابیان هند هستند.

منبع: The Economist - Comprehensive

It seems her dream wedding has now become a nightmare.

به نظر می رسد عروسی رویایی او اکنون به کابوس تبدیل شده است.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Ladybugs are a scale insect's worst nightmare.

کبک‌ها بدترین کابوس حشرات فلس‌دار هستند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Saturday at the store is a nightmare.

شنبه در مغازه یک کابوس است.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

My current boss is a total nightmare.

رئیس فعلی من یک کابوس تمام عیار است.

منبع: Emma's delicious English

This he says is a living nightmare.

او می گوید این یک کابوس زنده است.

منبع: VOA Standard English_Africa

It really is a nightmare for them.

واقعاً برای آنها کابوس است.

منبع: NPR News March 2020 Collection

Their rural dream has become a nightmare.

رویای روستایی آنها به کابوس تبدیل شده است.

منبع: America The Story of Us

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید