obscene

[ایالات متحده]/əbˈsiːn/
[بریتانیا]/əbˈsiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. توهین‌آمیز یا نفرت‌انگیز، به‌ویژه از نظر صراحت جنسی یا مبتذل بودن.

جملات نمونه

The obscene language used in this paragraph make it unquotable.

زبان رکیک به کار رفته در این پاراگراف باعث می‌شود نتوان آن را نقل قول کرد.

They have cut the obscene passages from the film to show it on television.

آنها صحنه‌های رکیک را از فیلم حذف کرده‌اند تا بتوان آن را در تلویزیون نشان داد.

His writings were branded as obscene and a blasphemy against God.

نوشتجات او به عنوان غنایمگی و بی‌احترامی به خدا شناخته شدند.

If you find any comments which are deemed as abusive,obscene,vulgar,hateful,slanderous,threatening,or which are otherwise in volation of any laws,please contact us.

اگر هرگونه نظری را که به عنوان توهین‌آمیز، غنایمه، زننده، نفرت‌انگیز، افتراآمیز، تهدیدآمیز یا به هر نحوی ناقض قوانین تلقی می‌شود، پیدا کردید، با ما تماس بگیرید.

Sonny Corleone's heavy Cupid face, redly obscene with winey lust, frightened her, but she had teased him for the past week to just this end.

چهره سنگین و کپل‌مانند سوفی کورلئون، که با هوس شراب‌گون و رکیک سرخ شده بود، او را می‌ترساند، اما او در طول هفته گذشته او را به این هدف تحریک کرده بود.

نمونه‌های واقعی

It's an era of obscene opulence.

این دورانی از تجملات زننده است.

منبع: America The Story of Us

We've got to do something about this. It's obscene.

ما باید در این مورد کاری انجام دهیم. این زننده است.

منبع: Modern Family Season 6

She says it is frankly obscene.

او می گوید این به طور آشکار زننده است.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

His lawyer, Donna Rotunno spoke on the courthouse steps afterwards, and she called the 23-year sentence obscene and obnoxious.

وکیلش، دونا روتوننو، بعداً در پله های دادگاه صحبت کرد و او مجازات 23 ساله را زننده و منزجر کننده توصیف کرد.

منبع: NPR News March 2020 Collection

Surrendering troops are incinerated by flame-throwers, death is agonising and obscene.

نیروهای تسلیم شده با استفاده از آتش افکن ها سوزانده می شوند، مرگ دردناک و زننده است.

منبع: The Economist (Summary)

On one wall there's a collage of mail that runs the gamut from encouraging to obscene.

در یک دیوار، مجموعه‌ای از پست وجود دارد که از تشویق کننده تا زننده، طیف گسترده‌ای دارد.

منبع: Time

That is so much, that's an insane amount of protein.It's obscene, yeah.

خیلی زیاد است، این مقدار دیوانه وار پروتئین است. این زننده است، بله.

منبع: Conan Talk Show

It came from Myrtle who had overheard the question and it was violent and obscene.

این از مایرتی آمد که سؤال را شنیده بود و این خشونت آمیز و زننده بود.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

What suffocating intimacies, what dangerous, insane, obscene relationships between the members of the family group!

چه صمیمیت های خفه کننده، چه روابط خطرناک، دیوانه وار و زننده بین اعضای گروه خانواده!

منبع: Brave New World

It's just having to buy twenty, thirty gifts within a one-month period to me just seems obscene.

فقط خریدن بیست، سی هدیه در یک دوره یک ماهه به نظر من زننده می رسد.

منبع: American English dialogue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید