paulie

[ایالات متحده]/ˈpɔːli/
[بریتانیا]/ˈpɔːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نامی خاص که به شخصیت طوطوی یا فیلم کمدی ۱۹۹۸ درباره یک طوطوی سخنگو اشاره دارد؛ یک طوطوی خانگی، به خصوص یک طوطوی سخنگو یا یک طوطوی که به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شود.

جملات نمونه

my friend paulie always helps me when i'm in trouble.

دوست من پالی همیشه در مواقعی که من در دشواری هستم به من کمک می کند.

paulie said he would meet me at the library.

پالی گفت که قرار است در کتابخانه با من ملاقات کند.

little paulie was too short to reach the top shelf.

کمیسال پالی به اندازه کافی بلند نبود تا به رف بالا دسترسی پیدا کند.

young paulie learned to ride his bike today.

پالی جوان امروز یاد گرفت که چگونه دوچرخه اش را بچرخاند.

paulie went to the store to buy some milk.

پالی به فروشگاه رفت تا چند لیتر شیر بخرد.

i think paulie knows the answer to this question.

من فکر می کنم پالی به پاسخ این سوال می داند.

paulie wanted to become a doctor when he grows up.

پالی می خواست وقتی بزرگ شد پزشک شود.

poor paulie lost his favorite toy yesterday.

نامشروع پالی دیروز بازیگوشش را از دست داد.

lucky paulie won the school lottery prize.

پالی خوش شانس جایزه قرعه کشی مدرسه را برنده شد.

paulie and i have been best friends since kindergarten.

پالی و من از زمان مدرسه ابتدایی دوست بهتریم.

did you see paulie at the party last night?

آیا دیروز شب پالی را در جشن دیدی؟

paulie is the smartest kid in our class.

پالی باهوش ترین کودک در کلاس ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید