protestantism

[ایالات متحده]/ˈprɔtɪstənˌtɪzəm/
[بریتانیا]/ˈprɑtɪstənˌtɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دکترین‌ها یا اصول کلیسای پروتستان؛ یک شاخه از مسیحیت.

جملات نمونه

Many people in the United States practice Protestantism.

بسیاری از مردم در ایالات متحده پروتستانتیسم را دنبال می‌کنند.

She follows the teachings of Protestantism.

او به آموزه‌های پروتستانتیسم عمل می‌کند.

Protestantism emphasizes the authority of the Bible.

پروتستانتیسم بر اقتدار کتاب مقدس تأکید دارد.

Martin Luther played a key role in the development of Protestantism.

مارتین لوتر نقش کلیدی در توسعه پروتستانتیسم ایفا کرد.

Protestantism is one of the major branches of Christianity.

پروتستانتیسم یکی از شاخه‌های اصلی مسیحیت است.

Protestantism places a strong emphasis on individual interpretation of scripture.

پروتستانتیسم تأکید زیادی بر تفسیر فردی از متون مقدس دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید