a restful sleep
خوابی آرامشبخش
a restful vacation
یک تعطیلات آرامشبخش
a color restful to the eye
رنگی آرامشبخش به چشم
the colour green has a restful effect.
رنگ سبز اثر آرامشبخش دارد.
spent a restful hour reading;
ساعتی آرامبخش مطالعه کردم.
a room painted in restful colors.
یک اتاق با رنگهای آرامشبخش رنگ شده.
We had a very restful holiday at our country cottage.
ما یک تعطیلات بسیار آرامبخش در کلبه روستایی خود داشتیم.
"I need a rest. A restfully restful rest."
من به استراحت نیاز دارم. یک استراحت آرامبخش و آرامبخش.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید