reindeer

[ایالات متحده]/'reɪndɪə/
[بریتانیا]/'rendɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نماد کریسمس، حیوانی رایج در منطقه قطبی.

جملات نمونه

changes in the migration routes of reindeer

تغییرات در مسیرهای مهاجرت گوزن شمالی

The reindeer are ready for the long flight on Christmas Eve, except for Prancer.

گوزن‌ها برای پرواز طولانی در شب کریسمس آماده هستند، به جز پرنسر.

Santa's reindeer help him deliver presents on Christmas Eve.

گوزن‌های بابا نوئل به او کمک می‌کنند هدایایی را در شب کریسمس تحویل دهند.

Children often associate reindeer with Santa Claus.

کودکان اغلب گوزن‌ها را با بابا نوئل مرتبط می‌کنند.

In some cultures, reindeer are used for transportation.

در برخی فرهنگ‌ها از گوزن‌ها برای حمل و نقل استفاده می‌شود.

Reindeer have adapted to cold climates with their thick fur.

گوزن‌ها با داشتن خز ضخیم خود به آب و هوای سرد سازگار شده‌اند.

The reindeer population is closely monitored to ensure sustainability.

جمعیت گوزن‌ها به دقت زیر نظر گرفته می‌شود تا از پایداری اطمینان حاصل شود.

Herders rely on reindeer for their livelihood in some regions.

چوپانان در برخی مناطق برای کسب روزی خود به گوزن‌ها متکی هستند.

Reindeer are known for their impressive antlers.

گوزن‌ها به خاطر شاخ‌های چشمگیرشان مشهور هستند.

The indigenous people have a deep spiritual connection with reindeer.

مردم بومی ارتباط معنوی عمیقی با گوزن‌ها دارند.

Reindeer are herbivores and mainly feed on lichens in the wild.

گوزن‌ها گیاه‌خوار هستند و بیشتر در طبیعت از حشره‌خواران تغذیه می‌کنند.

Researchers study reindeer behavior to understand their social structures.

محققان رفتار گوزن‌ها را مطالعه می‌کنند تا ساختارهای اجتماعی آنها را درک کنند.

نمونه‌های واقعی

Even the reindeer was $9 well spent.

حتی گوزن‌ها ارزش ۹ دلار را داشتند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Gelda rode the reindeer and went to the Castle of Snow.

گلدا سوار گوزن شد و به قلعه برف رفت.

منبع: 101 Children's English Stories

You guys know that name of all of Santa's reindeer?

آیا شما اسم تمام گوزن‌های بابا نوئل را می‌دانید؟

منبع: Our Day This Season 1

This is a reindeer and his name is Nelson.

این یک گوزن است و اسمش نلسون است.

منبع: National Geographic (Children's Section)

And however the dwarf whipped the poor reindeer the sledge went slower and slower.

و با این حال، وقتی کوتوله گوزن فقیر را می‌زد، سورتمه کندتر و کندتر می‌شد.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

My reindeer will give you a ride.

گوزن من شما را سوار می‌کند.

منبع: Bedtime stories for children

But they did have plenty of reindeer.

اما آنها گوزن زیادی داشتند.

منبع: PragerU Fun Topics

Well, reindeer and the north pole exist.

خب، گوزن‌ها و قطب شمال وجود دارند.

منبع: Connection Magazine

You know, Rudolph the red nosed reindeer!

می‌دانید، رودی، گوزن با بینی قرمز!

منبع: Wow English

Elle-Helene Siri is in charge of leading these reindeer across the water.

الی-هلن سری مسئول هدایت این گوزن‌ها از روی آب است.

منبع: Human Planet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید