salmon

[ایالات متحده]/ˈsæmən/
[بریتانیا]/ˈsæmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی با گوشت صورتی، که معمولاً در رودخانه‌ها و اقیانوس‌ها یافت می‌شود
Word Forms
جمعsalmons

عبارات و ترکیب‌ها

grilled salmon

سیب‌زمینی سرخ شده

smoked salmon

ماهی سالمون دودی

salmon fillet

فیله ماهی سالمون

salmon sushi

سوشی سالمون

salmon steak

استیک سالمون

salmon ceviche

سِویچ سالمون

poached salmon

ماهی سالمون آب‌پز

pacific salmon

ماهی سالمون اقیانوس آرام

atlantic salmon

ماهی سالمون اطلس

salmon pink

صورتی سالمون

king salmon

سالمون شاه

pink salmon

ماهی سالمون صورتی

جملات نمونه

salmon and rice rolls.

غلتک سالمون و برنج

the annual salmon runs.

موج سالانه ماهی سالمون.

salmon trout is an unnecessary extravagance.

ماهی سالمون غیرضروری و یک تجمل است.

they were spinning for salmon in the lake.

آنها برای ماهی سالمون در دریاچه چرخ می زدند.

a seed stock of salmon in the river.

یک ذخیره بذری ماهی سالمون در رودخانه.

Smoked salmon—what a treat!

ماهی سالمون دودی - چه لذتی!

the salmon broach, then fall to slap the water.

ماهی سالمون شروع به حرکت کرد و سپس به آب ضربه زد.

The salmon was accompanied with a delicious watercress salad.

سالمون با یک سالاد آبجو خوشمزه همراه بود.

Potato, salmon and spinach patties with garlicky dill cream.

کتلت سیب‌زمینی، سالمون و اسفناج با خامه سیر و شوید.

We saw a salmon jumping in the waterfall there.

ما یک ماهی سالمون را در حال پریدن در آن آبشار دیدیم.

Thousands of young salmon and trout have been killed by the pollution.

هزاران ماهی سالمون و قزل آلا توسط آلودگی کشته شده اند.

anyone thinking of salmon fishing should figure on paying $200 a day.

هر کسی که به ماهیگیری سالمون فکر می کند باید برای پرداخت 200 دلار در روز برنامه ریزی کند.

the spawning instinct in salmon; altruistic instincts in social animals.

غریزه تخم‌ریزی در ماهی‌های سالمون؛ غرایز نوع‌دوستانه در حیوانات اجتماعی.

leaped over the wall; salmon leaping upriver.

از دیوار پرید؛ ماهی های سالمون در حال پرش به سمت رودخانه.

نمونه‌های واقعی

Next enjoy lots of fresh lobster, pickled herring, salmon and char.

بعد از آن از خوردن مقدار زیادی خرچنگ تازه، هویج ترشی، ماهی سالمون و ماهی چار لذت ببرید.

منبع: Travel around the world

You've barely touched your salmon, dear. Is everything OK?

شما به سختی به ماهی سالمون خود دست زده اید، عزيز. همه چیز خوبه؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

I'm making grilled salmon. Why did you get a pizza?

من دارم ماهی سالمون گریل شده درست می کنم. چرا یک پیتزا گرفتی؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

I'll have the soup and the salmon.

من سوپ و ماهی سالمون می خواهم.

منبع: Friends Season 9

I don't recommend the salmon. I saw it in the kitchen.

من توصیه نمی کنم ماهی سالمون. من آن را در آشپزخانه دیدم.

منبع: The Big Bang Theory Season 3

And I love salmon, so maybe a salmon steak.

و من عاشق ماهی سالمون هستم، شاید یک استیک ماهی سالمون.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

So I got us caviar, shrimp pate, smoked salmon.

پس برای ما خاویار، پاته میگو، ماهی سالمون دودی گرفتم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

This is uber-fresh farmed Scottish salmon, so I'm not even going to cook it.

این ماهی سالمون اسکاتلندی مزرعه ای فوق العاده تازه است، بنابراین حتی نمی خواهم آن را بپزم.

منبع: Culinary methods for gourmet food

I'll have the grilled salmon. And the doctor will have the risotto. Thank you.

من ماهی سالمون گریل شده می خواهم. و دکتر ریسوتو خواهد داشت. متشکرم.

منبع: Friends Season 2

Alright, here we go. We've got salmon roulletes and assorted crudites.

خوب، بزن بریم. ما رولت های ماهی سالمون و سبزیجات متنوع داریم.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید