salmons

[ایالات متحده]/ˈsælmənz/
[بریتانیا]/ˈsælmənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل سالمون؛ ماهی شناخته شده برای گوشت صورتی آن

عبارات و ترکیب‌ها

fresh salmons

ماهی سالمون تازه

smoked salmons

ماهی سالمون دودی

grilled salmons

ماهی سالمون گریل شده

cooked salmons

ماهی سالمون پخته شده

wild salmons

ماهی سالمون وحشی

canned salmons

ماهی سالمون کنسروی

frozen salmons

ماهی سالمون منجمد

sliced salmons

ماهی سالمون برش خورده

roasted salmons

ماهی سالمون کبابی

seasoned salmons

ماهی سالمون مزه‌دار

جملات نمونه

many salmons migrate upstream to spawn.

بسیاری از ماهی‌های سالمون برای تخم‌ریزی به بالادست مهاجرت می‌کنند.

salmon is a popular choice for healthy diets.

ماهی سالمون یک انتخاب محبوب برای رژیم‌های غذایی سالم است.

she enjoys cooking salmons with lemon and herbs.

او از پخت ماهی سالمون با لیمو و گیاهان معطر لذت می‌برد.

salmon fishing is a favorite pastime for many.

ماهیگیری سالمون سرگرمی مورد علاقه بسیاری است.

they caught several salmons during their trip.

آنها در طول سفر خود چندین ماهی سالمون گرفتند.

salmon can be grilled, baked, or smoked.

می‌توان ماهی سالمون را گریل کرد، پخت یا دود کرد.

wild salmons tend to have a richer flavor.

ماهی‌های سالمون وحشی معمولاً طعم غنی‌تری دارند.

she ordered a salmon salad for lunch.

او سالاد ماهی سالمون برای ناهار سفارش داد.

salmon roe is considered a delicacy in many cuisines.

تخم ماهی سالمون در بسیاری از غذاها به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شود.

eating salmons can boost your omega-3 intake.

خوردن ماهی سالمون می‌تواند میزان دریافت امگا 3 شما را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید