fresh salmons
ماهی سالمون تازه
smoked salmons
ماهی سالمون دودی
grilled salmons
ماهی سالمون گریل شده
cooked salmons
ماهی سالمون پخته شده
wild salmons
ماهی سالمون وحشی
canned salmons
ماهی سالمون کنسروی
frozen salmons
ماهی سالمون منجمد
sliced salmons
ماهی سالمون برش خورده
roasted salmons
ماهی سالمون کبابی
seasoned salmons
ماهی سالمون مزهدار
many salmons migrate upstream to spawn.
بسیاری از ماهیهای سالمون برای تخمریزی به بالادست مهاجرت میکنند.
salmon is a popular choice for healthy diets.
ماهی سالمون یک انتخاب محبوب برای رژیمهای غذایی سالم است.
she enjoys cooking salmons with lemon and herbs.
او از پخت ماهی سالمون با لیمو و گیاهان معطر لذت میبرد.
salmon fishing is a favorite pastime for many.
ماهیگیری سالمون سرگرمی مورد علاقه بسیاری است.
they caught several salmons during their trip.
آنها در طول سفر خود چندین ماهی سالمون گرفتند.
salmon can be grilled, baked, or smoked.
میتوان ماهی سالمون را گریل کرد، پخت یا دود کرد.
wild salmons tend to have a richer flavor.
ماهیهای سالمون وحشی معمولاً طعم غنیتری دارند.
she ordered a salmon salad for lunch.
او سالاد ماهی سالمون برای ناهار سفارش داد.
salmon roe is considered a delicacy in many cuisines.
تخم ماهی سالمون در بسیاری از غذاها به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته میشود.
eating salmons can boost your omega-3 intake.
خوردن ماهی سالمون میتواند میزان دریافت امگا 3 شما را افزایش دهد.
fresh salmons
ماهی سالمون تازه
smoked salmons
ماهی سالمون دودی
grilled salmons
ماهی سالمون گریل شده
cooked salmons
ماهی سالمون پخته شده
wild salmons
ماهی سالمون وحشی
canned salmons
ماهی سالمون کنسروی
frozen salmons
ماهی سالمون منجمد
sliced salmons
ماهی سالمون برش خورده
roasted salmons
ماهی سالمون کبابی
seasoned salmons
ماهی سالمون مزهدار
many salmons migrate upstream to spawn.
بسیاری از ماهیهای سالمون برای تخمریزی به بالادست مهاجرت میکنند.
salmon is a popular choice for healthy diets.
ماهی سالمون یک انتخاب محبوب برای رژیمهای غذایی سالم است.
she enjoys cooking salmons with lemon and herbs.
او از پخت ماهی سالمون با لیمو و گیاهان معطر لذت میبرد.
salmon fishing is a favorite pastime for many.
ماهیگیری سالمون سرگرمی مورد علاقه بسیاری است.
they caught several salmons during their trip.
آنها در طول سفر خود چندین ماهی سالمون گرفتند.
salmon can be grilled, baked, or smoked.
میتوان ماهی سالمون را گریل کرد، پخت یا دود کرد.
wild salmons tend to have a richer flavor.
ماهیهای سالمون وحشی معمولاً طعم غنیتری دارند.
she ordered a salmon salad for lunch.
او سالاد ماهی سالمون برای ناهار سفارش داد.
salmon roe is considered a delicacy in many cuisines.
تخم ماهی سالمون در بسیاری از غذاها به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته میشود.
eating salmons can boost your omega-3 intake.
خوردن ماهی سالمون میتواند میزان دریافت امگا 3 شما را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید