successorship
جانشینی
legal successor
جانشین قانونی
appoint a successor to a headmaster
انتصاب جانشین برای مدیر مدرسه
is an immediate successor to the president of the company.
جانشین فوری رئیس شرکت است.
When will they name a successor?
چه زمانی نامی برای جانشین معرفی خواهند کرد؟
upbringing of successors to the cause
پرورش جانشینان برای هدف
Schoenberg saw himself as a natural successor to the German romantic school.
شنبرگ خود را جانشین طبیعی مکتب رمانتیک آلمانی میدانست.
Our defeat may be the preface to our successor's victory.
شکست ما ممکن است مقدمهای برای پیروزی جانشین ما باشد.
He gave over charge of his office to his successor today.
او امروز مسئولیت دفتر خود را به جانشین خود واگذار کرد.
A beneficed Anglican clergyman who refused to take the Oaths of Allegiance and Supremacy to William and Mary and their successors after the Glorious Revolution of1688.
یک کشیش آنگلیستانی که از گرفتن سوگند وفاداری و برتری به ویلیام و مری و جانشینان آنها پس از انقلاب باشرف 1688 امتناع کرد.
At the time that she was hounded by scandalous rumours she found a worthy successor in Annie Besant (see photo) in 1889.
در زماني که شایعات رسوا کننده او را آزار می داد، در سال 1889 آني بسانت (به تصویر نگاه کنید) جانشین شایسته ای پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید