surrey

[ایالات متحده]/'sʌrɪ/
[بریتانیا]/'sɝi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کالسکه چهارچرخ سبک برای سفرهای آرامش‌بخش
Word Forms
جمعsurreys

جملات نمونه

the highlight of the Surrey innings.

نکات برجسته مقدماتی ساری

a drowsy suburb called Surrey Hills.

یک حومه خواب‌آور به نام سرِی هیلز

to go on a surrey ride

برای سوار شدن بر سورِی رفتن

a surrey with the fringe on top

یک سورِی با لبه تزئین شده

to take a surrey to the countryside

برای رفتن به حومه شهر با سورِی

a romantic surrey ride through the park

یک سورِی رمانتیک در پارک

to rent a surrey for a special occasion

برای یک مناسبت خاص، سورِی اجاره کنید

to enjoy a leisurely surrey drive

از یک سورِی رانندگی آرام لذت ببرید

a vintage surrey for weddings

یک سورِی قدیمی برای عروسی

to have a picnic in a surrey

برای پیک نیک در سورِی

a family surrey outing

یک سورِی خانوادگی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید