unidentified

[ایالات متحده]/ʌnaɪ'dentɪfaɪd/
[بریتانیا]/'ʌnaɪ'dɛntə'faɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل شناسایی یا شناسایی نیست؛ با هویت ناشناخته.

جملات نمونه

an unidentified benefactor

یک خیرخواه ناشناس

a picture of an unidentified motorcyclist.

تصویری از یک موتورسوار ناشناس

a unidentified flying object

یک شیء پرنده ناشناس

unidentified flying object (UFO)

شیء پرنده ناشناس (UFO)

The Institute says that an unidentified virus is to blame for the syndrome.

موسسه می‌گوید یک ویروس ناشناس عامل این سندرم است.

The previously unidentified objects have now been definitely ascertained as being satellites.

اشیاء ناشناس قبلی اکنون به طور قطعی به عنوان ماهواره شناسایی شده اند.

Hello? Fourth Interceptive Command? I see an unidentified object flying around my little head.

سلام؟ فرماندهی چهارم رهگیری؟ من یک شیء ناشناس را در حال پرواز در اطراف سرم می‌بینم.

Several non-infectious diseases including the leaf red spot, gummosis, herbicide in jury, typhoon damage and genetic albinism and an unidentified leaf crinkle disease are also described.

چندین بیماری غیر مسری از جمله لکه قرمز برگ، گوموزیس، آسیب ناشی از علف کش، آسیب تایلون، آلبی‌نیسم ژنتیکی و یک بیماری ناشناخته چروک برگ نیز شرح داده شده است.

The unidentified Saudi holidaymaker proposed marriage to a 17-year-old village girl and offered a dowry of about 28,000 dollars as well as gold jewellery, the source said.

یک گردشگر سعودی ناشناس به یک دختر روستایی 17 ساله پیشنهاد ازدواج داد و مهری به مبلغ 28000 دلار و همچنین جواهرات طلا ارائه کرد، به گفته منبع.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید