unwind

[ایالات متحده]/ʌn'waɪnd/
[بریتانیا]/ˌʌn'waɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باز کردن; شل کردن; لغو کردن
vi. لغو کردن; شل کردن; آزاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

relax and unwind

استراحت و آرامش

جملات نمونه

After a long day at work, I like to unwind by reading a book.

بعد از یک روز طولانی کاری، دوست دارم با خواندن کتاب استراحت کنم.

Yoga is a great way to unwind and destress.

یوگا یک راه عالی برای استراحت و کاهش استرس است.

Taking a hot bath helps me to unwind and relax.

حمام آب گرم به من کمک می کند تا استراحت کنم و آرام بگیرم.

Listening to music is a common way to unwind after a busy day.

گوش دادن به موسیقی یک راه معمول برای استراحت بعد از یک روز پرمشغله است.

I find that going for a walk in nature helps me unwind and clear my mind.

من متوجه می شوم که پیاده روی در طبیعت به من کمک می کند تا استراحت کنم و ذهنم را پاک کنم.

Many people unwind by watching their favorite TV shows.

بسیاری از مردم با تماشای برنامه های تلویزیونی مورد علاقه خود استراحت می کنند.

Some people prefer to unwind by meditating or practicing mindfulness.

برخی از افراد ترجیح می دهند با مدیتیشن یا تمرین ذهن آگاهی استراحت کنند.

A massage can be a great way to unwind and release tension in the body.

ماساژ می تواند راهی عالی برای استراحت و رها کردن تنش در بدن باشد.

Taking a nap is a simple way to unwind and recharge.

یک چرت زدن راهی ساده برای استراحت و تجدید قوا است.

Unwinding with a cup of tea before bed can help improve sleep quality.

استراحت با یک فنجان چای قبل از خواب می تواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید