versatile

[ایالات متحده]/ˈvɜːsətaɪl/
[بریتانیا]/ˈvɜːrsətl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای تنوعی از دانش، مهارت‌ها یا حرفه‌ها؛ قابل استفاده در روش‌های مختلف، چندمنظوره.

عبارات و ترکیب‌ها

versatile person

فرد با استعداد

جملات نمونه

a versatile sewing machine.

یک دستگاه دوخت و دوزندگی همه‌کاره.

an all-around athlete.See Synonyms at versatile

یک ورزشکار همه‌فن حریف. به مترادف‌ها در versatile توجه کنید

he was versatile enough to play on either wing.

او به اندازه‌ای توانمند بود که بتواند در هر دو جناح بازی کند.

A versatile person is often good at a number of different things.

یک فرد توانمند اغلب در بسیاری از زمینه‌های مختلف خوب است.

He was the Beatles' most versatile singer and not just as a balladeer.

او توانمندترین خواننده بیتلز بود و فقط به عنوان یک خواننده ترانه نبود.

After totting up as many assists as he has goals in recent seasons, the versatile striker has come in for criticism from the media for not being selfish enough.

پس از جمع‌آوری به تعداد پاس‌هایی که در فصل‌های اخیر به اندازه گل‌هایش داشته است، این مهاجم توانمند مورد انتقاد رسانه‌ها قرار گرفته است زیرا به اندازه کافی خودخواه نبوده است.

For instance, the more versatile Singaporeans, with richer experiences of life, might have been deterred from taking part for fear of losing face within sight of friends and relatives, should they perform ignominiously.

برای مثال، سنگاپوری‌های با مهارت‌تر، با تجربه‌های زندگی غنی‌تر، ممکن بود از ترس از دست دادن چهره در حضور دوستان و بستگان، از شرکت در آن بازدارده شوند، اگر به طور تحقیرآمیزی عمل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید