specialized

[ایالات متحده]/ˈspeʃəlaɪzd/
[بریتانیا]/'spɛʃə'laɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طراحی شده، تولید شده یا توسعه یافته برای یک هدف، زمینه یا حوزه مطالعه خاص

عبارات و ترکیب‌ها

highly specialized

بسیار تخصصی

specialized knowledge

دانش تخصصی

specialized skills

مهارت‌های تخصصی

specialized training

آموزش تخصصی

specialized company

شرکت تخصصی

specialized course

دوره تخصصی

specialized field

حوزه تخصصی

specialized english

انگلیسی تخصصی

specialized agency

آژانس تخصصی

secondary specialized school

مدرسه تخصصی متوسطه

specialized operation

عملیات تخصصی

specialized standard

استاندارد تخصصی

specialized practice

تمرین تخصصی

جملات نمونه

the Earth is a specialized conglomerate of organisms.

زمین یک تجمعات تخصصی از موجودات زنده است.

the firm specialized in commercial brochures.

شرکت در زمینه طراحی بروشورهای تجاری تخصص داشت.

These tools are very specialized.

این ابزارها بسیار تخصصی هستند.

the specialized male and female sexual apparatus.

دستگاه تناسلی تخصصی مرد و زن.

zooids specialized for different functions.

زوئیدها که برای عملکردهای مختلف تخصصی شده‌اند.

specialized her field of research.

زمینه تحقیقاتی خود را تخصصی کرد.

Many specialized institutions now equal the university in repute.

بسیاری از موسسات تخصصی اکنون با دانشگاه‌ها در اعتبار برابر هستند.

She was a scholarly woman who had specialized in Italian literature at university.

او یک زن محقق بود که در دانشگاه در زمینه ادبیات ایتالیایی تخصص یافته بود.

a job calling for highly specialized skills

یک شغل که به مهارت‌های بسیار تخصصی نیاز دارد.

Specialized training fitted her for the job.

آموزش تخصصی او را برای این شغل آماده کرد.

The article uses rather specialized musical terminology.

این مقاله از اصطلاحات موسیقی نسبتاً تخصصی استفاده می‌کند.

many species have specialized clutching appendages.

بسیاری از گونه‌ها دارای اندام‌های چنگال‌دار تخصصی هستند.

it may be worth taking articles in a specialized firm.

ممکن است ارزش داشته باشد مقالاتی را در یک شرکت تخصصی بررسی کنید.

the British painter specialized in gracious Victorian interiors.

نقاش بریتانیایی در تخصص داخلی ویکتوریایی باوقار تخصص داشت.

a group of writers have specialized in attacking the society they live in.

گروهی از نویسندگان در حمله به جامعه‌ای که زندگی می‌کنند تخصص یافته‌اند.

The psychoanalyst specialized in asking loaded questions.

تحلیلگر روان، در پرسیدن سؤالات جهت‌دار تخصص داشت.

time was, each street had its own specialized trade.

زمانی بود که هر خیابان دارای یک تجارت تخصصی خود بود.

Every field has its own specialized shoptalk.

هر زمینه دارای زبان تخصصی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید