aahing

[ایالات متحده]/ɑː/
[بریتانیا]/ɑ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با شگفتی یا هیجان فریاد زدن
n. یک فریاد

جملات نمونه

The crowd was oohing and aahing beside the panda's enclosure.

تماشاگران در کنار محوطه‌ی پاندا، واو و آه می‌کردند.

the oohs and aahs of the enthusiastic audience.

واو و آه‌های مخاطبان پرشور.

The crowd was oohing and aahing at the panda's enclosure.

تماشاگران در حال واو و آه کردن در کنار محوطه‌ی پاندا بودند.

visitors oohed and aahed at the Christmas tree.

بازدیدکنندگان در مقابل درخت کریسمس واو و آه می‌کردند.

After a lot of umming and aahing, he finally said yes to the plan.

بعد از مکث و دودلی فراوان، بالاخره با طرح موافقت کرد.

He ummed and aahed for about half an hour and then finally said he would lend me the money.

حدود نیم ساعت زمزمه و دودل کرد و سپس بالاخره گفت که به او وام خواهم داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید