abas

[ایالات متحده]/ˈeɪbæs/
[بریتانیا]/ˈeɪbæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به زمین زدن، پایین آوردن
na نوعی نمودار

عبارات و ترکیب‌ها

abas normal

abas normal

abas system

سیستم اباس

abas database

پایگاه داده اباس

abas error

خطای اباس

abas login

ورود به اباس

abas logout

خروج از اباس

abas settings

تنظیمات اباس

abas update

به‌روزرسانی اباس

abas report

گزارش اباس

abas integration

یکپارچه‌سازی اباس

جملات نمونه

i'm abas at your kind words.

من عباس هستم و از لطفتان متشکرم.

the abas of her smile could light up a room.

عباس لبخندش می توانست یک اتاق را روشن کند.

he was abas by the stunning scenery.

او با منظره خیره کننده تحت تأثیر عباس قرار گرفت.

her abas presence filled the entire hall.

حضور عباس او کل سالن را پر کرد.

the music had an abas effect on the audience.

موسیقی تأثیر عباس بر روی مخاطبان داشت.

his abas performance left the crowd speechless.

اجرای عباس باعث شد جمعیت بی کلام بماند.

the story had an abas ending that left me wanting more.

داستان پایانی عباس داشت که باعث شد بیشتر بخواهم.

her abas voice captivated the listeners.

صدای عباس او شنوندگان را مجذوب خود کرد.

the abas artwork was a masterpiece.

هنر عباس یک شاهکار بود.

he felt an abas connection to his childhood home.

او احساس ارتباط عباس با خانه دوران کودکی خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید