abases

[ایالات متحده]/əˈbeɪs/
[بریتانیا]/əˈbeɪz/

ترجمه

v. کسی را تحقیر یا تنزل دادن؛ کاهش وضعیت یا مقام آنها؛ باعث احساس شرم یا تحقیر شدن کسی.

جملات نمونه

the evidence abases his claims.

شواهد ادعای او را بی‌اعتبار می‌کند.

his arrogance abases him in the eyes of others.

غرور او را در نظر دیگران بی‌ارزش می‌کند.

the truth abases his lies.

حقیقت دروغ‌های او را بی‌اعتبار می‌کند.

his incompetence abases him before his superiors.

نا‌توانایی او او را در برابر مافوقش بی‌ارزش می‌کند.

the new evidence abases the old theory.

شواهد جدید نظریه قدیمی را بی‌اعتبار می‌کند.

his actions abase his honor.

اقدامات او آبروی او را لکه می‌کند.

the weight of his mistakes abases him.

بار اشتباهاتش او را بی‌ارزش می‌کند.

his failure abases his dreams.

شکست او رویاهایش را بی‌معنا می‌کند.

the harsh reality abases his illusions.

واقعیت تلخ توهمات او را بی‌اعتبار می‌کند.

his ignorance abases him in the face of knowledge.

نادانی او را در برابر دانش بی‌ارزش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید