abasia

[ایالات متحده]/əˈbeɪʒiə/
[بریتانیا]/əˈbeɪʒiə/

ترجمه

n. ناتوانی در راه رفتن ناشی از اختلال عصبی.
شکل‌های واژه
جمعabasias

عبارات و ترکیب‌ها

suffering from abasia

درد ناشی از آبازی

abasia and depression

آبزی و افسردگی

psychological abasia

آبزی روانشناختی

abasia in patients

آبزی در بیماران

diagnosis of abasia

تشخیص آبزی

abasia and apathy

آبزی و بی‌عاطفی

symptoms of abasia

علائم آبزی

treating abasia

درمان آبزی

abasia and anxiety

آبزی و اضطراب

جملات نمونه

the patient's abasia made it difficult to walk.

مشکلات حرکتی بیمار به دلیل آبازی زیاد بود.

abasia can be a symptom of various neurological conditions.

آبزی می‌تواند علامتی از شرایط عصبی مختلف باشد.

doctors are investigating the causes of his abasia.

پزشکان در حال بررسی علل آبزی او هستند.

physical therapy can help improve mobility in people with abasia.

فیزیوتراپی می‌تواند به بهبود تحرک در افراد مبتلا به آبزی کمک کند.

abasia often affects the legs and feet, making it hard to stand or walk.

آبزی اغلب پاها و پاهای فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و ایستادن یا راه رفتن را دشوار می کند.

the patient's abasia was caused by a stroke.

آبزی بیمار ناشی از سکته مغزی بود.

early diagnosis and treatment of abasia are crucial for recovery.

تشخیص و درمان زودهنگام آبزی برای بهبودی بسیار مهم است.

living with abasia can be challenging, but there are ways to manage it.

زندگی با آبزی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، اما راه‌هایی برای مدیریت آن وجود دارد.

research is ongoing to develop new treatments for abasia.

تحقیقات برای توسعه درمان‌های جدید برای آبزی ادامه دارد.

abasia can significantly impact a person's quality of life.

آبزی می‌تواند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید