perform ably
به خوبی عمل کردن
manage ably
به خوبی مدیریت کردن
cope ably
به خوبی کنار آمدن
This is ably done.
این کار به خوبی انجام شد.
The soloists were ably supported by the University Singers.
خوانندگان به خوبی توسط گروه آواز دانشگاهی پشتیبانی شدند.
She led the team ably through the difficult project.
او با مهارت تیم را در طول پروژه دشوار هدایت کرد.
He ably demonstrated his skills during the presentation.
او به خوبی مهارت های خود را در طول ارائه نشان داد.
The teacher ably explained the complex topic to the students.
معلم به خوبی موضوع پیچیده را برای دانش آموزان توضیح داد.
The athlete ably managed to finish the race despite the injury.
ورزشکار با مهارت توانست با وجود آسیب دیدگی مسابقه را به پایان برساند.
The chef ably prepared a delicious meal for the guests.
سرآشپز به خوبی یک غذای خوشمزه برای مهمانان آماده کرد.
She ably handled the challenging situation with grace.
او با ظرافت و مهارت با این موقعیت دشوار برخورد کرد.
He ably solved the difficult math problem in no time.
او به سرعت و با مهارت مسئله ریاضی دشوار را حل کرد.
The manager ably led the team to success.
مدیر با مهارت تیم را به موفقیت رساند.
The singer ably performed the challenging song flawlessly.
خواننده آهنگ دشوار را به طور کامل و با مهارت اجرا کرد.
The doctor ably diagnosed the patient's condition and provided treatment.
پزشک به خوبی وضعیت بیمار را تشخیص داد و درمان را ارائه کرد.
Charlie the chocolate Labrador, ably assisted by his handler, Adam.
چارلی، یک سگ آزمایشگاهی شکلاتی، با کمک توانمند مسئولش، آدام.
منبع: Human PlanetTell me, what do you think of young Lochinvar who has so ably carried off our granddaughter and our money?
به من بگو، درباره لاکهینوار جوان که به طرز ماهرانه ای نوهدختر و پول ما را با خود برد، چه فکر میکنی؟
منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3We are ably interned by Meredith Danko.
ما به طور ماهرانه توسط مریدیت دانکو در بازداشت هستیم.
منبع: World History Crash CourseThe show is ably interned by Meredith Danko.
این برنامه به طور ماهرانه توسط مریدیت دانکو در بازداشت است.
منبع: World History Crash CourseThis view has been ably maintained by many authors.
این دیدگاه به طور ماهرانه توسط بسیاری از نویسندگان حفظ شده است.
منبع: On the Origin of SpeciesMany eminent congressmen were converted to their cause and presented it ably to their colleagues of both chambers.
بسیاری از سیاستمداران برجسته به این هدف گرویده و آن را به طور ماهرانه به همکاران خود در هر دو مجلس ارائه کردند.
منبع: American historyWe're ably interned by Meredith Danko and our graphics team is Thought Bubble.
ما به طور ماهرانه توسط مریدیت دانکو در بازداشت هستیم و تیم گرافیک ما تیم تاوت بابل است.
منبع: World History Crash CourseAs it continues to waste time experimenting, Walmart is ably copying its best moves.
همانطور که به هدر دادن زمان در آزمایش ادامه می دهد، وال مارت به طور ماهرانه بهترین حرکات خود را کپی می کند.
منبع: Economist BusinessWe’re ably interned by Meredith Danko.
ما به طور ماهرانه توسط مریدیت دانکو در بازداشت هستیم.
منبع: World History Crash CourseBut watch how ably they trade off the role of the comedic lead in 1980’s Stir Crazy.
اما ببینید چگونه به طور ماهرانه نقش شخصیت کمدی را در فیلم Stir Crazy سال 1980 مبادله می کنند.
منبع: Pop cultureلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید