capably

[ایالات متحده]/ˈkeɪpəbli/
[بریتانیا]/ˈkæpəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای قابل؛ به‌طور شایسته

عبارات و ترکیب‌ها

capably handle

توانایی رسیدگی

capably manage

توانایی مدیریت

capably perform

توانایی انجام دادن

capably execute

توانایی اجرا

capably lead

توانایی رهبری

capably support

توانایی پشتیبانی

capably deliver

توانایی تحویل دادن

capably contribute

توانایی کمک کردن

capably assist

توانایی یاری رساندن

capably adapt

توانایی تطبیق

جملات نمونه

she can capably handle difficult situations.

او به خوبی قادر به مدیریت موقعیت‌های دشوار است.

the team worked capably to meet the deadline.

تیم به خوبی برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.

he capably managed the project from start to finish.

او پروژه را از ابتدا تا انتها به خوبی مدیریت کرد.

they capably addressed all customer complaints.

آنها به خوبی به همه شکایات مشتریان رسیدگی کردند.

she capably juggled her studies and part-time job.

او به خوبی تحصیل و کار پاره وقت خود را با هم پیش برد.

he spoke capably on the subject during the conference.

او در طول کنفرانس به خوبی در مورد این موضوع صحبت کرد.

the athlete capably demonstrated his skills in the competition.

ورزشکار به خوبی مهارت های خود را در مسابقه نشان داد.

she capably led the team through the challenges.

او به خوبی تیم را در طول چالش ها هدایت کرد.

he capably navigated the complexities of the task.

او به خوبی پیچیدگی های وظیفه را درک کرد.

the chef capably prepared a delicious meal for the guests.

سرآشپز به خوبی یک غذای خوشمزه برای مهمانان تهیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید