feeling dreadfully anxious
احساس اضطراب شدید
dreadfully cold weather
هوای سرد وحشتناک
the place was dreadfully untidy.
محل به شدت نامرتب بود.
He is dreadfully tough.
او به شدت سرسخت است.
I am dreadfully tired.
من به شدت خسته ام.
I knew something was dreadfully wrong.
میدانستم که مشکلی به وجود آمده است.
Your father misses you dreadfully.
پدرت به شدت دلتنگ شماست.
During the owners' absence the lawn became dreadfully unkempt.
در غیاب صاحبان، چمن به شدت نامرعی شد.
All stories seemed dreadfully alike,no matter who told them.
همه داستانها به طرز ترسناکی شبیه به هم بودند، مهم نبود چه کسی آنها را تعریف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید