abs

[ایالات متحده]/æbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. جامعه کتاب مقدس آمریکایی
Anti-lock Braking System
اداره استانداردهای آمریکا
اکریلونیتریل-بوتادین-استایرن.

عبارات و ترکیب‌ها

six-pack abs

شش بسته عضلانی

defined abs

عضلات مشخص

abs resin

رزین abs

جملات نمونه

She works out every day to strengthen her abs.

او هر روز ورزش می‌کند تا عضلات شکمش را تقویت کند.

He has a six-pack abs from all the training.

او به دلیل تمام تمرینات، عضلات شکم به شکل شش بسته دارد.

A healthy diet is essential for defined abs.

یک رژیم غذایی سالم برای داشتن عضلات شکم خوش‌فرم ضروری است.

Planking is a great exercise for toning your abs.

پلانک یک تمرین عالی برای تقویت عضلات شکم است.

She's proud of her well-defined abs.

او به داشتن عضلات شکم خوش‌فرم خود افتخار می‌کند.

He's been doing crunches to work on his abs.

او در حال انجام کرانچ برای کار روی عضلات شکمش است.

Having strong abs can improve your posture.

داشتن عضلات شکم قوی می‌تواند وضعیت بدنی شما را بهبود بخشد.

She wears crop tops to show off her abs.

او از کراپ تاپ برای به نمایش گذاشتن عضلات شکمش استفاده می‌کند.

Yoga can help strengthen your core and abs.

یوگا می‌تواند به تقویت هسته و عضلات شکم شما کمک کند.

He's been focusing on ab exercises to get a toned midsection.

او بر روی تمرینات شکم تمرکز کرده است تا قسمت میانی بدنش را خوش‌فرم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید