absorptance

[ایالات متحده]/əbˈsɔːrtəns/
[بریتانیا]/əbˈsɔːrtən s/

ترجمه

n. نسبت مقدار تابش جذب شده توسط یک ماده به کل مقدار تابش ورودی به آن.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the material's absorptance is crucial for its use in solar panels.

جذب مواد، برای استفاده در پنل‌های خورشیدی بسیار مهم است.

scientists are researching ways to increase the absorptance of certain pigments.

دانشمندان در حال تحقیق در مورد روش‌هایی برای افزایش جذب برخی از رنگدانه‌ها هستند.

the absorptance of light by plants is essential for photosynthesis.

جذب نور توسط گیاهان برای فتوسنتز ضروری است.

clothing with high absorptance can help keep you cool in hot weather.

لباسی با جذب بالا می‌تواند به خنک نگه داشتن شما در هوای گرم کمک کند.

the coating's absorptance of infrared radiation is key to its thermal insulation properties.

جذب تشعشعات مادون قرمز توسط پوشش، کلید خواص عایق حرارتی آن است.

different materials have different levels of absorptance for various wavelengths of light.

مواد مختلف سطوح مختلفی از جذب را برای طول موج‌های مختلف نور دارند.

engineers carefully consider the absorptance of materials when designing solar-powered devices.

مهندسان هنگام طراحی دستگاه‌های خورشیدی، جذب مواد را با دقت در نظر می‌گیرند.

the absorptance of water by soil affects its moisture retention capacity.

جذب آب توسط خاک بر ظرفیت نگهداری رطوبت آن تأثیر می‌گذارد.

measuring the absorptance of a material can help determine its properties and potential uses.

اندازه‌گیری جذب یک ماده می‌تواند به تعیین خواص و کاربردهای بالقوه آن کمک کند.

the black surface has a higher absorptance compared to the white surface.

سطح سیاه در مقایسه با سطح سفید، جذب بیشتری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید