abstemious

[ایالات متحده]/əbˈstiːmiəs/
[بریتانیا]/əbˈstiːmiəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. معتدل; محدود
adv. به طور معتدل; با احتیاط
n. اعتدال; احتیاط

جملات نمونه

an abstemious way of life.

یک راه زندگی میانه رویانه

He is abstemious in life.

او در زندگی میانه روی دارد.

He is abstemious in eating and drinking.

او در خوردن و نوشیدن میانه روی دارد.

He maintains an abstemious diet to stay healthy.

او برای حفظ سلامتی، یک رژیم غذایی میانه رویانه را رعایت می کند.

She leads an abstemious lifestyle, avoiding excessive indulgence.

او یک سبک زندگی میانه رویانه را دنبال می کند و از لذت های بیش از حد اجتناب می کند.

An abstemious approach to spending money can lead to financial stability.

یک رویکرد میانه رویانه در خرج کردن پول می تواند منجر به ثبات مالی شود.

The monk practiced abstemious habits as part of his spiritual journey.

راهب به عنوان بخشی از سفر معنوی خود، عادات میانه رویانه را تمرین می کرد.

Abstemious individuals tend to have better control over their impulses.

افراد میانه روی معمولاً کنترل بهتری بر غرایز خود دارند.

The doctor recommended an abstemious lifestyle to improve the patient's health.

پزشک یک سبک زندگی میانه رویانه را برای بهبود سلامت بیمار توصیه کرد.

Abstemious eating habits can contribute to weight loss.

عادات غذایی میانه رویانه می تواند به کاهش وزن کمک کند.

She admired his abstemious nature and disciplined approach to life.

او از طبیعت میانه رویانه و رویکرد منضبط او به زندگی تحسین می کرد.

An abstemious attitude towards alcohol can prevent alcohol-related health issues.

یک نگرش میانه رویانه نسبت به الکل می تواند از مشکلات سلامتی مرتبط با الکل جلوگیری کند.

The athlete's abstemious lifestyle helped him achieve peak performance in his sport.

سبک زندگی میانه رویانه ورزشکار به او کمک کرد تا به اوج عملکرد در ورزش خود برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید