gluttonous

[ایالات متحده]/ˈɡlʌtənəs/
[بریتانیا]/ˈɡlʌtənəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طرز بیش از حد طمع کار یا گرسنه

عبارات و ترکیب‌ها

gluttonous appetite

اشتهای حریصانه

gluttonous behavior

رفتار حریصانه

gluttonous feast

جشن حریصانه

gluttonous desires

تمایلات حریصانه

gluttonous habits

عادت‌های حریصانه

gluttonous nature

طبع حریصانه

gluttonous tendencies

گرایش‌های حریصانه

gluttonous indulgence

ولخرجی حریصانه

gluttonous spirit

روحیه حریصانه

gluttonous cravings

هوس‌های حریصانه

جملات نمونه

his gluttonous nature often leads him to overeat at buffets.

طبیعت حریصانه او اغلب باعث می‌شود در مهمانی‌های بافتی بیش از حد غذا بخورد.

she was gluttonous for knowledge, always reading and learning.

او برای دانش حریص بود، همیشه در حال خواندن و یادگیری.

the gluttonous child refused to share his candy with anyone.

کودک حریص نمی‌خواست هیچ‌کس با او آب‌نباتش را قسمت کند.

his gluttonous habits made him gain weight quickly.

عادت‌های حریصانه او باعث شد به سرعت وزن اضافه کند.

they indulged in gluttonous feasting during the festival.

آنها در طول جشنواره به مهمانی‌های حریصانه پرداختند.

her gluttonous appetite was evident at the dinner table.

اشتهای حریصانه او در سر میز شام آشکار بود.

he was known for his gluttonous tendencies, especially for dessert.

او به خاطر تمایلات حریصانه‌اش شناخته می‌شد، به خصوص برای دسر.

the gluttonous feast left everyone feeling stuffed and sleepy.

مهمانی حریصانه باعث شد همه احساس پری و خواب آلودگی کنند.

she had a gluttonous desire for rich foods.

او میل حریصانه‌ای به غذاهای غنی داشت.

his gluttonous behavior at the potluck surprised everyone.

رفتار حریصانه او در مهمانی کوچک همه را شگفت‌زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید