accessioning

[ایالات متحده]/əˈses.ənɪŋ/
[بریتانیا]/əˈsɛʃ.ənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرایند افزودن چیزی به یک مجموعه یا رکورد؛ عمل ثبت یا ضبط رسمی چیزی.

جملات نمونه

the library is currently in the process of accessioning new books.

کتابخانه در حال حاضر در حال تکمیل فرآیند ورود کتاب‌های جدید است.

accessioning historical documents is a meticulous task.

ثبت اسناد تاریخی یک کار دقیق است.

the museum's accessioning policy ensures the preservation of valuable artifacts.

سیاست ثبت موزه تضمین می‌کند که اشیاء با ارزش حفظ شوند.

she has experience in accessioning and cataloguing materials.

او تجربه ثبت و فهرست‌نویسی مواد دارد.

the process of accessioning involves verifying the authenticity of items.

فرآیند ثبت شامل تأیید اصالت اقلام است.

accessioning records are essential for maintaining a comprehensive collection.

سوابق ثبت برای حفظ یک مجموعه جامع ضروری هستند.

the institution's accessioning practices have evolved over time.

روش‌های ثبت موسسه با گذشت زمان تکامل یافته‌اند.

accessioning new specimens is a vital part of scientific research.

ثبت نمونه‌های جدید بخش مهمی از تحقیقات علمی است.

the accessioning committee carefully reviewed the proposed acquisitions.

کمیته ثبت پیشنهادات خرید را با دقت بررسی کرد.

proper accessioning procedures protect the integrity of the collection.

روش‌های ثبت مناسب از یکپارچگی مجموعه محافظت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید