acclimatisations

[ایالات متحده]/əˈklɪmətəɪzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌækəlɪməˈteɪʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند سازگاری با یک محیط یا آب و هوا جدید.

عبارات و ترکیب‌ها

acclimatisation period

دوره سازگاری

process of acclimatisation

فرآیند سازگاری

allow for acclimatisation

امکان سازگاری

time for acclimatisation

زمان سازگاری

facilitate acclimatisation

تسهیل سازگاری

complete acclimatisation

سازگاری کامل

undergo acclimatisation

سازگاری کردن

essential for acclimatisation

حیاتی برای سازگاری

stages of acclimatisation

مراحل سازگاری

successful acclimatisation

سازگاری موفقیت آمیز

جملات نمونه

the acclimatisation period for new employees is one month.

دوره سازگاری برای کارمندان جدید یک ماه است.

acclimatisation to a new environment can be challenging.

سازگاری با یک محیط جدید می تواند چالش برانگیز باشد.

proper acclimatisation is crucial for climbers before summiting everest.

سازگاری مناسب برای کوهنوردان قبل از فتح اورست بسیار مهم است.

the team underwent a rigorous acclimatisation program before their expedition.

تیم قبل از سفر خود یک برنامه سازگاری سختگیرانه را پشت سر گذاشت.

acclimatisation to high altitudes can cause altitude sickness.

سازگاری با ارتفاعات بالا می تواند باعث بیماری ارتفاع شود.

acclimatisation is essential for successful travel to different climates.

سازگاری برای سفر موفقیت آمیز به آب و هوای مختلف ضروری است.

allow time for acclimatisation when moving to a new city or country.

هنگام نقل مکان به یک شهر یا کشور جدید، زمان سازگاری را در نظر بگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید