acclimatization

[ایالات متحده]/ə,klaimətai'zeiʃən/
[بریتانیا]/əˌklaɪmətɪˈzeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازگاری با یک محیط جدید

جملات نمونه

my years of acclimatization to British ways.

سال‌های تطبیق من با روش‌های بریتانیایی

It takes time for proper acclimatization to high altitudes.

مدتی طول می‌کشد تا تطبیق مناسب با ارتفاعات بالا حاصل شود.

Acclimatization to the new climate was challenging for the tropical plant species.

تطبیق با آب و هوای جدید برای گونه‌های گیاهی استوایی چالش‌برانگیز بود.

Gradual acclimatization is recommended when transitioning to a different time zone.

تطبیق تدریجی هنگام تغییر به یک منطقه زمانی دیگر توصیه می‌شود.

Acclimatization to the cold weather is essential for those living in polar regions.

تطبیق با هوای سرد برای کسانی که در مناطق قطبی زندگی می‌کنند ضروری است.

Proper acclimatization is crucial before attempting to climb a high mountain.

تطبیق مناسب قبل از تلاش برای صعود به یک کوه مرتفع بسیار مهم است.

Athletes undergo acclimatization training to prepare for competitions in different climates.

ورزشکاران برای آمادگی مسابقات در آب و هوای مختلف، آموزش تطبیق را انجام می‌دهند.

Acclimatization to the fast-paced city life can be overwhelming for some people.

تطبیق با زندگی پرشتاب شهر می‌تواند برای برخی افراد طاقت‌فرسا باشد.

Effective acclimatization strategies can help reduce the risk of altitude sickness.

استراتژی‌های تطبیق موثر می‌توانند به کاهش خطر بیماری ارتفاع کمک کنند.

The acclimatization process involves adjusting to new environmental conditions.

فرآیند تطبیق شامل سازگاری با شرایط محیطی جدید است.

Acclimatization is necessary for astronauts before embarking on space missions.

تطبیق برای فضانوردان قبل از انجام ماموریت‌های فضایی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید