acclimatizes

[ایالات متحده]/əˈklɪmət aɪzɪz/
[بریتانیا]/əˈklɪməˌtaɪzɪz/

ترجمه

v. به آب و هوای جدید یا محیطی عادت کردن; به کسی یا چیزی عادت دادن به آب و هوای جدید یا محیطی

جملات نمونه

the body acclimatizes to higher altitudes over time.

بدن با گذشت زمان به ارتفاعات بالاتر سازگار می‌شود.

he needs to acclimatize to the new work environment.

او باید با محیط کار جدید سازگار شود.

plants acclimatize themselves to different climates.

گیاهان خود را با آب و هوای مختلف تطبیق می‌دهند.

it takes time for the body to acclimatize to a new diet.

مدتی طول می‌کشد تا بدن با یک رژیم غذایی جدید سازگار شود.

the team will acclimatize to playing on artificial turf.

تیم با بازی روی چمن مصنوعی سازگار خواهد شد.

she quickly acclimatized to the fast pace of city life.

او به سرعت با سرعت بالای زندگی در شهر سازگار شد.

the travelers need to acclimatize before climbing mount everest.

سفرکنندگان باید قبل از صعود به کوه اورست سازگار شوند.

the athlete acclimatized to the hot and humid weather.

ورزشکار با آب و هوای گرم و مرطوب سازگار شد.

they will need to acclimatize before venturing into the jungle.

آنها قبل از ورود به جنگل باید سازگار شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید