accosting someone aggressively
برخورد تهاجمی با کسی
the stranger was accosting people on the street.
غریبه افراد را در خیابان دستانداز میکرد.
he was accosting customers at the door with a sales pitch.
او با یک پیشنهاد فروش، مشتریان را در جلوی در دستانداز میکرد.
accosting someone in public can be considered rude.
دست انداختن کسی در ملا عام میتواند بیادبانه تلقی شود.
the police warned against accosting strangers at night.
پلیس در مورد دست انداختن افراد غریبه در شب هشدار داد.
he was repeatedly accosted by fans outside his hotel.
او بارها و بارها توسط طرفداران در خارج از هتلش دستانداز شد.
her bold approach to accosting the interviewer surprised everyone.
رویکرد جسورانه او برای دست انداختن مصاحبهکننده همه را شگفتزده کرد.
accosting someone with a microphone can be intrusive.
دست انداختن کسی با میکروفون میتواند تهاجمی باشد.
the protesters were accosted by security guards as they tried to enter the building.
اعتراضکنندگان در حالی که سعی میکردند وارد ساختمان شوند، توسط نگهبانان امنیتی دستانداز شدند.
he was accosted for his views on social media.
او به دلیل نظراتش در رسانههای اجتماعی دستانداز شد.
accosting someone without their consent is illegal.
دست انداختن کسی بدون رضایت او غیرقانونی است.
accosting someone aggressively
برخورد تهاجمی با کسی
the stranger was accosting people on the street.
غریبه افراد را در خیابان دستانداز میکرد.
he was accosting customers at the door with a sales pitch.
او با یک پیشنهاد فروش، مشتریان را در جلوی در دستانداز میکرد.
accosting someone in public can be considered rude.
دست انداختن کسی در ملا عام میتواند بیادبانه تلقی شود.
the police warned against accosting strangers at night.
پلیس در مورد دست انداختن افراد غریبه در شب هشدار داد.
he was repeatedly accosted by fans outside his hotel.
او بارها و بارها توسط طرفداران در خارج از هتلش دستانداز شد.
her bold approach to accosting the interviewer surprised everyone.
رویکرد جسورانه او برای دست انداختن مصاحبهکننده همه را شگفتزده کرد.
accosting someone with a microphone can be intrusive.
دست انداختن کسی با میکروفون میتواند تهاجمی باشد.
the protesters were accosted by security guards as they tried to enter the building.
اعتراضکنندگان در حالی که سعی میکردند وارد ساختمان شوند، توسط نگهبانان امنیتی دستانداز شدند.
he was accosted for his views on social media.
او به دلیل نظراتش در رسانههای اجتماعی دستانداز شد.
accosting someone without their consent is illegal.
دست انداختن کسی بدون رضایت او غیرقانونی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید