accrete

[ایالات متحده]/əˈkri:t/
[بریتانیا]/əˈkrit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. رشد کردن یا متصل شدن; ادغام شدن
vt. باعث چسبیدن شدن; پیوستن
adj. ادغام شده; انباشته شده
Word Forms
زمان گذشتهaccreted
قسمت سوم فعلaccreted
صفت یا فعل حال استمراریaccreting
شکل سوم شخص مفردaccretes
جمعaccretes

عبارات و ترکیب‌ها

accrete slowly

افزایش تدریجی

accrete minerals

تراکم مواد معدنی

accrete sediment

تراکم رسوبات

accrete over time

در طول زمان تجمع

accrete gradually

به تدریج تجمع

جملات نمونه

The coral reef continues to accrete over time.

مرجان به مرور زمان به تجمع ادامه می‌دهد.

Minerals in the water slowly accrete on the cave walls.

مواد معدنی در آب به آرامی در طول زمان روی دیوارهای غار تجمع می‌یابند.

The snowflakes accrete and form a thick layer of ice.

ذرات برف تجمع یافته و یک لایه ضخیم یخ را تشکیل می‌دهند.

Layers of sediment accrete at the bottom of the lake.

لایه‌های رسوبات در ته دریاچه تجمع می‌یابند.

The artist's style accreted elements of different cultures.

سبک هنرمند عناصری از فرهنگ‌های مختلف را به خود جذب کرد.

Over time, dust particles accrete on the surface of the furniture.

با گذشت زمان، ذرات گرد و غبار روی سطح مبلمان تجمع می‌یابند.

The company's success was a result of accreting various talents.

موفقیت شرکت نتیجه جذب استعدادهای مختلف بود.

The star accretes matter from its surrounding space.

ستاره ماده را از فضای اطراف خود جذب می‌کند.

The team's strategy accreted ideas from different members.

استراتژی تیم ایده‌هایی را از اعضای مختلف جذب کرد.

The writer's style accreted influences from various literary movements.

سبک نویسنده تأثیراتی را از جنبش‌های ادبی مختلف جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید