accreted

[ایالات متحده]/əˈkriːtɪd/
[بریتانیا]/əˈkrɛtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به تدریج با افزودن لایه‌ها یا ذرات رشد کردن یا افزایش یافتن؛ به هم پیوستن؛ شکل گذشته participle از accrete.

جملات نمونه

over time, sediment accreted on the riverbed.

در طول زمان، رسوبات در بستر رودخانه انباشته شدند.

the company has accreted a large number of employees recently.

شرکت اخیراً تعداد زیادی کارمند جذب کرده است.

new knowledge accreted slowly over the centuries.

دانش جدید به آرامی در طول سده ها انباشته شد.

the coral reefs have accreted a diverse array of marine life.

جزایر مرجانی مجموعه متنوعی از حیات دریایی را انباشته کرده اند.

his reputation has accreted over the years through his achievements.

شهرت او در طول سال ها از طریق دستاورد هایش افزایش یافته است.

the city's population has accreted steadily since its founding.

جمعیت شهر از زمان تاسیس به طور پیوسته افزایش یافته است.

she accreted power gradually through her cunning and ambition.

او به تدریج از طریق حیله گری و جاه طلبی خود قدرت به دست آورد.

the artist's style accreted influences from various cultures.

سبک هنرمند تحت تاثیر فرهنگ های مختلف تکامل یافته است.

the bank has accreted a significant amount of capital reserves.

بانک مقدار قابل توجهی از ذخایر سرمایه را انباشته کرده است.

the project's budget accreted due to unforeseen expenses.

به دلیل هزینه های پیش بینی نشده، بودجه پروژه افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید