acerbated

[ایالات متحده]/ˈæsəbˌreɪtɪd/
[بریتانیا]/əˈsɜːrˌbeɪt̬əd/

ترجمه

v. بدتر یا شدیدتر شده؛ تشدید شده.

جملات نمونه

the ongoing conflict acerbated tensions between the two countries.

درگیری‌های مداوم باعث تشدید تنش‌ها بین دو کشور شد.

his illness acerbated his existing anxiety.

بیماری او اضطراب از قبل موجود او را تشدید کرد.

the economic downturn acerbated the problem of unemployment.

رکود اقتصادی مشکل بیکاری را تشدید کرد.

the heavy rain acerbated the flooding situation.

باران شدید وضعیت سیل را تشدید کرد.

his insensitive remarks acerbated the already difficult conversation.

اظهارات بی‌حساسانه‌اش باعث تشدید مکالمه دشوار از قبل شد.

the lack of sleep acerbated her headaches.

کمبود خواب باعث تشدید سردردهای او شد.

the news acerbated public anger over the government's handling of the crisis.

این خبر باعث تشدید خشم عمومی نسبت به نحوه رسیدگی دولت به بحران شد.

the pressure at work acerbated his stress levels.

فشار کاری سطح استرس او را تشدید کرد.

the political divide acerbated social unrest.

شکاف سیاسی باعث تشدید نارضایتی‌های اجتماعی شد.

his injuries acerbated after the fall, making it harder to walk.

جراحات او پس از سقوط تشدید شد و راه رفتن را دشوارتر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید