compounded

[ایالات متحده]/kəmˈpaʊndɪd/
[بریتانیا]/kəmˈpaʊndəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل دو یا چند قسمت؛ مخلوط یا ترکیب شده

عبارات و ترکیب‌ها

compounded interest

سود مرکب

compounded effect

اثر مرکب

compounded risk

ریسک مرکب

compounded loss

زیان مرکب

compounded problem

مشکل مرکب

compounded costs

هزینه‌های مرکب

compounded charges

هزینه‌های مرکب

compounded benefits

مزایای مرکب

compounded growth

رشد مرکب

compounded factors

عوامل مرکب

جملات نمونه

the interest on the loan is compounded monthly.

بهره وام به صورت ماهانه محاسبه می شود.

her problems were compounded by the lack of support.

مشکلات او با فقدان حمایت تشدید شد.

the effects of pollution are compounded by climate change.

اثرات آلودگی با تغییرات آب و هوایی تشدید می شوند.

compounded interest can significantly increase savings over time.

بهره مرکب می تواند به طور قابل توجهی پس انداز را در طول زمان افزایش دهد.

his mistakes were compounded by his overconfidence.

اشتباهات او با اعتماد به نفس بیش از حد او تشدید شد.

the challenges are compounded by a lack of resources.

چالش ها با کمبود منابع تشدید می شوند.

compounded risks can lead to significant losses.

ریسک های تشدید شده می تواند منجر به ضررهای قابل توجهی شود.

the benefits of early investment are compounded over time.

مزایای سرمایه گذاری اولیه با گذشت زمان تشدید می شوند.

her anxiety was compounded by the upcoming exam.

اضطراب او با امتحان پیش رو تشدید شد.

the complexity of the issue is compounded by differing opinions.

پیچیدگی موضوع با دیدگاه های مختلف تشدید می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید