acerbates

[ایالات متحده]/ˈæsərbeɪts/
[بریتانیا]/əˈsɜːrbˌeɪts/

ترجمه

v. بدتر کردن (چیزی) یا شدیدتر کردن

جملات نمونه

the lack of sleep exacerbates his anxiety.

کمبود خواب اضطراب او را تشدید می‌کند.

stress can exacerbate existing health problems.

استرس می‌تواند مشکلات سلامتی موجود را تشدید کند.

pollution exacerbates the problem of respiratory illnesses.

آلودگی مشکل بیماری‌های تنفسی را تشدید می‌کند.

the ongoing conflict exacerbates tensions between the two countries.

درگیری مداوم تنش‌ها را بین دو کشور تشدید می‌کند.

his injuries were exacerbated by the rough terrain.

آسیب‌دیدگی او توسط زمین ناهموار تشدید شد.

the argument only served to exacerbate the situation.

بحث فقط به تشدید وضعیت کمک کرد.

traffic congestion exacerbates air pollution in urban areas.

ترافیک سنگین آلودگی هوا را در مناطق شهری تشدید می‌کند.

the news of her illness exacerbated his fears.

خبر بیماری او ترس‌های او را تشدید کرد.

his poor diet exacerbates his digestive problems.

رژیم غذایی نامناسب او مشکلات گوارش او را تشدید می‌کند.

the heatwave exacerbated the drought conditions.

گرما هوا خشکسالی را تشدید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید