heightens

[ایالات متحده]/ˈhaɪtənz/
[بریتانیا]/ˈhaɪtənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بالا بردن یا بزرگتر شدن؛ بهبود دادن یا شدت بخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

heightens awareness

افزایش آگاهی

heightens tension

افزایش تنش

heightens emotions

افزایش احساسات

heightens interest

افزایش علاقه

heightens risk

افزایش خطر

heightens sensitivity

افزایش حساسیت

heightens excitement

افزایش هیجان

heightens focus

افزایش تمرکز

heightens anticipation

افزایش انتظار

جملات نمونه

the new policy heightens the awareness of environmental issues.

سیاست جدید باعث افزایش آگاهی در مورد مسائل زیست محیطی می شود.

exercise heightens your energy levels throughout the day.

ورزش باعث افزایش سطح انرژی شما در طول روز می شود.

this experience heightens my appreciation for art.

این تجربه قدردانی من را از هنر افزایش می دهد.

the suspense in the movie heightens the excitement.

تعلیق در فیلم باعث افزایش هیجان می شود.

good communication heightens team collaboration.

ارتباطات خوب باعث افزایش همکاری تیمی می شود.

her enthusiasm heightens the atmosphere of the event.

اشتیاق او فضایی از رویداد را بهبود می بخشد.

the report heightens concerns about public safety.

گزارش نگرانی ها در مورد ایمنی عمومی را افزایش می دهد.

heightened security measures are in place for the event.

برای رویداد اقدامات امنیتی افزایش یافته در محل قرار دارند.

the news heightens the anticipation for the upcoming release.

اخبار باعث افزایش انتظار برای انتشار آینده می شود.

heightened emotions can lead to impulsive decisions.

احساسات شدید می تواند منجر به تصمیمات ناگهانی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید