acerbating

[ایالات متحده]/ˈæsəˌbreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/əˈsɜːrbəˌteɪtɪŋ/

ترجمه

v. بدتر کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

acerbating the situation

تشدید وضعیت

acerbating existing inequalities

تشدید نابرابری‌های موجود

acerbating health problems

تشدید مشکلات بهداشتی

acerbating social divisions

تشدید شکاف‌های اجتماعی

acerbating environmental damage

تشدید آسیب‌های زیست‌محیطی

acerbating the conflict

تشدید درگیری‌ها

acerbating political instability

تشدید بی‌ثباتی سیاسی

acerbating the problem

تشدید مشکل

جملات نمونه

the conflict is acerbating due to lack of communication.

درگیری‌ها به دلیل فقدان ارتباطات در حال تشدید هستند.

the economic crisis is acerbating social inequalities.

بحران اقتصادی باعث تشدید نابرابری‌های اجتماعی شده است.

his illness is acerbating his anxiety.

بیماری او اضطراب او را تشدید می‌کند.

the heat wave is acerbating the drought conditions.

گرما هوا شرایط خشکسالی را تشدید می‌کند.

political polarization is acerbating tensions in the country.

قطبی شدن سیاسی تنش‌ها را در کشور تشدید می‌کند.

the constant criticism is acerbating his feelings of inadequacy.

انتقادات مداوم احساس عدم کفایت او را تشدید می‌کند.

traffic congestion is acerbating air pollution in urban areas.

ترافیک سنگین آلودگی هوا را در مناطق شهری تشدید می‌کند.

the lack of sleep is acerbating his headaches.

کمبود خواب سردردهای او را تشدید می‌کند.

her injury is acerbating her pain.

آسیب دیدگی او درد او را تشدید می‌کند.

the ongoing war is acerbating the humanitarian crisis.

جنگ مداوم بحران انسانی را تشدید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید