compounding

[ایالات متحده]/kəmˈpaʊndɪŋ/
[بریتانیا]/kəmˈpaʊndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترکیب یا مخلوط؛ محاسبه بهره بر روی هر دو اصل اولیه و بهره انباشته

عبارات و ترکیب‌ها

compounding interest

بهره مرکب

compounding factors

عوامل مرکب

compounding errors

اشتباهات مرکب

compounding effects

اثرات مرکب

compounding growth

رشد مرکب

compounding advantages

مزایای مرکب

compounding challenges

چالش‌های مرکب

compounding benefits

فواید مرکب

compounding issues

مشکلات مرکب

compounding risks

خطرات مرکب

جملات نمونه

compounding interest can significantly increase your savings over time.

تکثیر بهره می‌تواند به طور قابل توجهی پس‌انداز شما را در طول زمان افزایش دهد.

they are compounding their knowledge through continuous learning.

آنها با یادگیری مداوم، دانش خود را در حال تکثیر می‌کنند.

compounding errors in calculations can lead to major issues.

اشتباهات محاسباتی که در حال تکثیر هستند می‌توانند منجر به مشکلات جدی شوند.

the compounding effect of small changes can lead to big results.

اثر تکمیلی تغییرات کوچک می‌تواند منجر به نتایج بزرگ شود.

she is compounding her skills by taking additional courses.

او با گذراندن دوره‌های بیشتر، مهارت‌های خود را در حال تکثیر می‌کند.

compounding factors in this experiment must be carefully controlled.

عوامل تکمیلی در این آزمایش باید به دقت کنترل شوند.

investing early takes advantage of compounding returns.

سرمایه‌گذاری زودهنگام از بازدهی تکمیلی بهره می‌برد.

compounding challenges can make projects more difficult to manage.

چالش‌های تکمیلی می‌توانند مدیریت پروژه‌ها را دشوارتر کنند.

compounding growth in the economy is a positive sign.

رشد تکمیلی در اقتصاد یک نشانه مثبت است.

he believes in compounding his experiences for personal development.

او معتقد است که برای پیشرفت شخصی، تجربیات خود را تکثیر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید