acinuss

[ایالات متحده]/ˈæsɪnəs/
[بریتانیا]/əˈsɪnəs/

ترجمه

n. یک کیسه یا حفره در یک غده، به ویژه غدد بزاقی؛ دانه برخی میوه‌ها، مانند انگور یا آلو.

عبارات و ترکیب‌ها

acinuss formation

تشکیل آکینوس

acinuss infection

عفونت آکینوس

sinus acinuss surgery

جراحی سینوس آکینوس

acinuss pain relief

تسکین درد آکینوس

explore acinuss cavity

بررسی حفره آکینوس

acinuss inflammation symptoms

علائم التهاب آکینوس

acinuss drainage procedure

روش تخلیه آکینوس

acinuss x-ray imaging

تصویربرداری با اشعه ایکس آکینوس

acinuss endoscopic examination

معاینه اندوسکوپی آکینوس

treat acinuss polyps

درمان پولیپ‌های آکینوس

جملات نمونه

the acinus is the functional unit of the liver.

آسینس واحد عملکردی کبد است.

acinus cells are responsible for synthesizing and secreting bile.

سلول‌های آسینس مسئول سنتز و ترشح صفرا هستند.

the acinus is composed of hepatocytes, sinusoids, and bile ducts.

آسینس از هپاتوسیت‌ها، سینوئیدها و مجاری صفرا تشکیل شده است.

damage to the acinus can lead to liver dysfunction.

آسیب به آسینس می‌تواند منجر به اختلال عملکرد کبد شود.

the acinus plays a crucial role in detoxification.

آسینس نقش مهمی در سم زدایی ایفا می‌کند.

researchers are studying the acinus to understand liver disease better.

محققان در حال مطالعه آسینس برای درک بهتر بیماری‌های کبدی هستند.

electron microscopy can be used to visualize the acinus in detail.

میکروسکوپ الکترونی می‌تواند برای تجسم آسینس با جزئیات استفاده شود.

the structure of the acinus is highly organized and efficient.

ساختار آسینس بسیار سازمان یافته و کارآمد است.

acinus cells communicate with each other through gap junctions.

سلول‌های آسینس از طریق اتصالات شکافی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

the acinus is a complex and fascinating structure.

آسینس یک ساختار پیچیده و جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید