slit

[ایالات متحده]/slɪt/
[بریتانیا]/slɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پاره کردن؛ ایجاد یک شکاف باریک
n. یک شکاف یا ترک باریک
vi. به صورت عمودی شکافتن

عبارات و ترکیب‌ها

a small slit

یک شکاف کوچک

a narrow slit

یک شکاف باریک

cut a slit

یک شکاف ایجاد کنید

slit lamp

لامپ شکافتی

slit width

عرض شکاف

جملات نمونه

slit cloth into strips

پارچه را به نوار برش دهید.

the slit of a letter box

شکاف یک جعبه نامه

They slit his throat.

آنها گلویش را بریدند.

make a slit in the stem under a bud.

یک برش در ساقه زیر یک جوانه ایجاد کنید.

I slit open the letter with a knife.

من نامه را با چاقو باز کردم.

give me the truth or I will slit your throat.

حقیقت را به من بده یا گلویت را می‌زنم.

He appears to have two slits for eyes.

به نظر می رسد که دو شکاف به جای چشم دارد.

The coat has been slit in two places.

کت در دو نقطه پاره شده است.

Light shone through a slit under the door.

نور از یک شکاف زیر در عبور کرد.

a wide recording head magnetizes the tape before it is slit to domestic size.

یک سر ضبط گسترده نوار را قبل از برش آن به اندازه خانگی مغناطیس می کند.

The mantid ear -- a single slit -- is sensitive to the ultrasonic "pings" emitted by hunting bats.

گوش زنبورک - یک شکاف منفرد - نسبت به "پینگ" های فراصوت ساطع شده توسط خفاش های شکارگر حساس است.

Slit lmp microscope is an ophthalmologic opticalinstrument used to check preocular optical magnification .

میکروسکوپ اسلیت لمپ یک ابزار اپتیکی چشم پزشکی است که برای بررسی بزرگنمایی اپتیکی پیش از چشم استفاده می شود.

Vertical mow, aerify, or slit seed to open the stand and allow the seed to reach the soil. Then broadcast seed, topdress, and drag or rake.

چمن‌زنی عمودی، هوادهی یا برش دادن بذر برای باز کردن پوشش گیاهی و اجازه دادن به بذر برای رسیدن به خاک. سپس بذر را پخش کنید، روی آن خاک بمالید و بکشید یا با گاوآهن آن را جمع کنید.

The mountain boiled with demonic energy, glazed with flickering broken-cloud light, the wind combed the grass and drew from the damaged krummholz and slit rock a bestial drone.

کوه با انرژی شیطانی می‌جوشید، با نورهای سوسوزننده و شکسته ابر پوشیده شده بود، باد علف‌ها را شانه می‌کرد و از چوب‌های شکسته و سنگ‌های شکافدار، یک صدای وحشیانه بیرون می‌کشید.

According to the shape of screening impurities to choose hole-shaped sieve plate(move out long, Diamond impurities) and the slit-shaped sieve plate(move out particles shape impurities and emplastic).

بر اساس شکل غربالگری ناخالصی ها برای انتخاب صفحه غربال سوراخ دار (حذف طولانی، ناخالصی های الماس) و صفحه غربال شکاف دار (حذف ناخالصی های شکل ذرات و پلاستیک).

According to the shape of screening impurities to shoose hole-shaped sieve plate (move out long ,Diamond impurities)and the slit-shaped sieve plate (move out particles shape impurities and emplastic).

بر اساس شکل غربالگری ناخالصی ها برای انتخاب صفحه غربال سوراخ دار (حذف طولانی، ناخالصی های الماس) و صفحه غربال شکاف دار (حذف ناخالصی های شکل ذرات و پلاستیک).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید