acmes

[ایالات متحده]/[ˈækmz]/
[بریتانیا]/[ˈækmz]/

ترجمه

n. بلندترین نقطه یک روند صعودی؛ یک قله؛ یک شرکت یا سازمانی که در زمینه خود پیشرو است؛ لحظه‌ای از بزرگ‌ترین دستاورد.

عبارات و ترکیب‌ها

reached acmes

رسیدن به اوج

seeking acmes

جستجوی اوج

past acmes

گذشته از اوج

new acmes

اوج جدید

achieving acmes

رسیدن به اوج

beyond acmes

فراتر از اوج

peak acmes

اوج

high acmes

اوج بالا

future acmes

اوج آینده

personal acmes

اوج شخصی

جملات نمونه

the company aims to reach new acmes in sales this quarter.

شرکت هدف دارد تا به اوج‌های جدیدی در فروش در این فصل دست یابد.

he has already achieved acmes in his career as a scientist.

او از قبل به اوج‌ها در حرفه خود به عنوان یک دانشمند دست یافته است.

the mountain peak represents the acme of the entire range.

قله کوه نمادی از اوج کل محدوده است.

reaching the acme of artistic expression is a lifelong pursuit.

رسیدن به اوج بیان هنری یک تلاش مادام‌العمر است.

the software's performance reached acmes during the testing phase.

عملکرد نرم‌افزار در طول فاز آزمایش به اوج رسید.

the athlete strived to reach the acmes of physical fitness.

ورزشکار برای رسیدن به اوج آمادگی جسمانی تلاش کرد.

the project's success marked the acme of their collaborative efforts.

موفقیت پروژه نشان دهنده اوج تلاش‌های مشترک آنها بود.

the novel is considered the acme of victorian literature.

این رمان به عنوان اوج ادبیات ویکتوریایی در نظر گرفته می‌شود.

the band's popularity reached acmes during their world tour.

محبوبیت گروه در طول تور جهانی آنها به اوج رسید.

the company celebrated reaching acmes in market share.

شرکت جشن رسیدن به اوج در سهم بازار را گرفت.

the play's critical acclaim signaled the acme of the playwright's career.

تحسین منتقدان نمایشنامه نشان دهنده اوج حرفه نویسنده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید