activators only
فقط فعالکنندهها
brain activators
فعالکنندههای مغز
growth activators
فعالکنندههای رشد
activator switch
کلید فعالکننده
activators used
فعالکنندههای مورد استفاده
activators added
فعالکنندههای اضافه شده
activator role
نقش فعالکننده
activator system
سیستم فعالکننده
activators found
فعالکنندههای پیدا شده
activator effect
اثر فعالکننده
the marketing campaign used social media as key activators for brand awareness.
کمپین بازاریابی از رسانههای اجتماعی به عنوان فعالکنندههای کلیدی برای افزایش آگاهی از برند استفاده کرد.
positive reinforcement can be powerful activators for desired behaviors in children.
تقویت مثبت میتواند فعالکنندههای قدرتمندی برای رفتارهای مطلوب در کودکان باشد.
these chemical compounds act as activators in the polymerization process.
این ترکیبات شیمیایی در فرآیند چگالش به عنوان فعالکنندهها عمل میکنند.
the project's success depended on identifying and leveraging key performance activators.
موفقیت پروژه به شناسایی و استفاده از فعالکنندههای عملکرد کلیدی بستگی داشت.
the new drug targets specific receptors, acting as cellular activators.
داروی جدید به گیرندههای خاص هدف قرار میگیرد و به عنوان فعالکنندههای سلولی عمل میکند.
financial incentives served as strong motivators and activators for employee productivity.
مotiveهای مالی به عنوان عوامل تحریککننده و فعالکننده قوی برای بهرهوری کارکنان عمل کردند.
the presentation included several visual activators to keep the audience engaged.
این ارائه شامل چندین فعالکننده بصری برای حفظ توجه جمع حاضر بود.
early childhood experiences can be significant activators of future personality traits.
تجربیات کودکی میتوانند فعالکنندههای مهمی برای ویژگیهای شخصیت آینده باشند.
the software uses algorithms to identify and prioritize potential growth activators.
نرمافزار از الگوریتمها برای شناسایی و اولویتبندی فعالکنندههای رشد پتانسیل استفاده میکند.
music and art can be powerful activators of emotions and creativity.
موسیقی و هنر میتوانند فعالکنندههای قدرتمندی برای احساسات و خلاقیت باشند.
the company sought activators to stimulate demand for their new product line.
شرکت به دنبال فعالکنندههایی بود تا تقاضا را برای خط تولید جدید خود افزایش دهد.
activators only
فقط فعالکنندهها
brain activators
فعالکنندههای مغز
growth activators
فعالکنندههای رشد
activator switch
کلید فعالکننده
activators used
فعالکنندههای مورد استفاده
activators added
فعالکنندههای اضافه شده
activator role
نقش فعالکننده
activator system
سیستم فعالکننده
activators found
فعالکنندههای پیدا شده
activator effect
اثر فعالکننده
the marketing campaign used social media as key activators for brand awareness.
کمپین بازاریابی از رسانههای اجتماعی به عنوان فعالکنندههای کلیدی برای افزایش آگاهی از برند استفاده کرد.
positive reinforcement can be powerful activators for desired behaviors in children.
تقویت مثبت میتواند فعالکنندههای قدرتمندی برای رفتارهای مطلوب در کودکان باشد.
these chemical compounds act as activators in the polymerization process.
این ترکیبات شیمیایی در فرآیند چگالش به عنوان فعالکنندهها عمل میکنند.
the project's success depended on identifying and leveraging key performance activators.
موفقیت پروژه به شناسایی و استفاده از فعالکنندههای عملکرد کلیدی بستگی داشت.
the new drug targets specific receptors, acting as cellular activators.
داروی جدید به گیرندههای خاص هدف قرار میگیرد و به عنوان فعالکنندههای سلولی عمل میکند.
financial incentives served as strong motivators and activators for employee productivity.
مotiveهای مالی به عنوان عوامل تحریککننده و فعالکننده قوی برای بهرهوری کارکنان عمل کردند.
the presentation included several visual activators to keep the audience engaged.
این ارائه شامل چندین فعالکننده بصری برای حفظ توجه جمع حاضر بود.
early childhood experiences can be significant activators of future personality traits.
تجربیات کودکی میتوانند فعالکنندههای مهمی برای ویژگیهای شخصیت آینده باشند.
the software uses algorithms to identify and prioritize potential growth activators.
نرمافزار از الگوریتمها برای شناسایی و اولویتبندی فعالکنندههای رشد پتانسیل استفاده میکند.
music and art can be powerful activators of emotions and creativity.
موسیقی و هنر میتوانند فعالکنندههای قدرتمندی برای احساسات و خلاقیت باشند.
the company sought activators to stimulate demand for their new product line.
شرکت به دنبال فعالکنندههایی بود تا تقاضا را برای خط تولید جدید خود افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید