acuity

[ایالات متحده]/əˈkjuːəti/
[بریتانیا]/əˈkjuːəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیزی; تیزبینی; شدت

عبارات و ترکیب‌ها

keen acuity

تیزبینی

mental acuity

ظرافت ذهنی

visual acuity

تیزبینایی

critical acuity

تیزی انتقادی

جملات نمونه

To assess its function, check the patient's visual acuity and visual fields, and inspect the optic fundi.

برای ارزیابی عملکرد، بینایی و میدانهای بینایی بیمار را بررسی کرده و ته چشم را معاینه کنید.

Objective:To observe retinometer for potential visual acuity before YAG laser posterior capsulotomy.

هدف: مشاهده رتینومتر برای بررسی احتمالی بینایی قبل از کپسولوتومی خلفی لیزر YAG.

Objective To investigate the characteristics of hypermetropic children whose visual acuity (VA) is declined or accompanied by esotropia.

هدف: بررسی ویژگی های کودکان دوربینی که بینایی آنها (VA) کاهش یافته یا با انتروپیا همراه است.

The visual acuity (VA). refractive power, keratometer were recorded 1 day before and 1 day.

بینایی (VA)، قدرت شکست، کراتومتر یک روز قبل و یک روز ثبت شد.

From the visual prognosis of our series, transscleral fixation of posterior chamber lens appears to be a viable alternative to improve functional visual acuity in acapsular aphakic patients.

بر اساس پیش آگهی بینایی سری ما، فیکساسی تر اسکلر لنز اتاقک خلفی به عنوان یک جایگزین مناسب برای بهبود بینایی عملکردی در بیماران آفا کی بدون کپسول ظاهر می شود.

Methods dip 2% lidocaine or impede narcosis, use the acuity exonerative plane root slot cut endodontium,after drying overlay thin hydrochloride zinc and than using the zinc phosphate to mount.

روش ها: غوطه ور کردن در لیدوکائین 2٪ یا جلوگیری از بی حسی، استفاده از صفحه تراز کننده حاد، برش ریشه، اندودنتیم، پس از خشک کردن، پوشش نازک هیدروکلرید روی زینک و سپس استفاده از فسفات روی برای نصب.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید