adaptor

[ایالات متحده]/əˈdæptə/
[بریتانیا]/ə'dæptɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آداپتور; ترانسفورماتور; مبدل

عبارات و ترکیب‌ها

plug adaptor

آداپتور دوشاخ

voltage adaptor

آداپتور ولتاژ

power adaptor

آداپتور برق

جملات نمونه

She used an adaptor to plug in her laptop.

او از یک آداپتور برای اتصال لپ‌تاپ خود استفاده کرد.

The adaptor allows you to connect your phone to the car stereo.

این آداپتور به شما امکان می‌دهد تلفن خود را به سیستم صوتی خودرو متصل کنید.

Make sure to bring the right adaptor for your international travels.

مطمئن شوید آداپتور مناسب را برای سفرهای بین‌المللی خود همراه داشته باشید.

The adaptor converts the signal from digital to analog.

این آداپتور سیگنال را از دیجیتال به آنالوگ تبدیل می‌کند.

I need an adaptor to use my European appliances in the US.

من به یک آداپتور برای استفاده از لوازم خانگی اروپایی خود در ایالات متحده نیاز دارم.

The adaptor is compatible with most devices.

این آداپتور با اکثر دستگاه‌ها سازگار است.

He carries an adaptor in his bag at all times.

او همیشه یک آداپتور در کیف خود حمل می‌کند.

The adaptor is small and portable.

این آداپتور کوچک و قابل حمل است.

You can find adaptors for different types of plugs at the electronics store.

می‌توانید آداپتورها را برای انواع مختلف دوشاخه‌ها در فروشگاه لوازم الکترونیکی پیدا کنید.

The adaptor is essential for connecting different devices.

این آداپتور برای اتصال دستگاه‌های مختلف ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید