admeasure

[ایالات متحده]/ædˈmɛʒər/
[بریتانیا]/ədˈmɛʒər/

ترجمه

v. اندازه‌گیری یا تعیین اندازه، مقدار یا گستره چیزی؛ تخصیص یا توزیع چیزی به شیوه‌ای اندازه‌گیری شده
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردadmeasures
صفت یا فعل حال استمراریadmeasuring
زمان گذشتهadmeasured
قسمت سوم فعلadmeasured

عبارات و ترکیب‌ها

admeasure the land

اندازه گیری زمین

جملات نمونه

the surveyor admeasured the land for the new building.

نقشه بردار زمین را برای ساختمان جدید اندازه گیری کرد.

it's important to admeasure the situation carefully before making a decision.

قبل از تصمیم گیری، ارزیابی دقیق شرایط بسیار مهم است.

he used advanced tools to admeasure the dimensions of the sculpture.

او از ابزارهای پیشرفته برای اندازه گیری ابعاد مجسمه استفاده کرد.

admeasuring the impact of the policy will take time and research.

ارزیابی تأثیر سیاست زمان و تحقیق خواهد برد.

the architect needed to admeasure the space before designing the furniture layout.

معمار قبل از طراحی طرح مبلمان نیاز به ارزیابی فضا داشت.

admeasuring customer satisfaction is crucial for business success.

ارزیابی رضایت مشتری برای موفقیت کسب و کار بسیار مهم است.

the team admeasured the progress of the project at regular intervals.

تیم پیشرفت پروژه را در فواصل زمانی منظم ارزیابی کرد.

admeasuring risks is essential for effective planning.

ارزیابی ریسک ها برای برنامه ریزی موثر ضروری است.

the researcher admeasured the effectiveness of different teaching methods.

محقق اثربخشی روش های مختلف تدریس را ارزیابی کرد.

admeasuring the impact of climate change is a global priority.

ارزیابی تأثیر تغییرات آب و هوا یک اولویت جهانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید