admeasuring

[ایالات متحده]/ˌædˈmiːʒərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌædˈmɛʒərɪŋ/

ترجمه

v. اقدام به اندازه‌گیری یا تخصیص چیزی، اغلب به روشی دقیق یا محتاطانه.

عبارات و ترکیب‌ها

admeasuring progress

اندازه گیری پیشرفت

admeasuring success

اندازه گیری موفقیت

admeasuring potential

اندازه گیری پتانسیل

admeasuring risk

اندازه گیری ریسک

admeasuring resources

اندازه گیری منابع

جملات نمونه

the surveyor was carefully admeasuring the length of the fence.

نقشه بردار با دقت طول حصار را اندازه گیری می کرد.

admeasuring the impact of the new policy is a complex task.

ارزیابی تأثیر سیاست جدید یک کار پیچیده است.

the architect used specialized tools to admeasure the dimensions of the building.

معمار از ابزارهای تخصصی برای اندازه گیری ابعاد ساختمان استفاده کرد.

before construction began, the land was meticulously admeasured.

قبل از شروع ساخت و ساز، زمین به دقت اندازه گیری شد.

admeasuring the terrain was crucial for planning the road route.

اندازه گیری زمین برای برنامه ریزی مسیر جاده ضروری بود.

the engineer used a laser to admeasure the distance between two points.

مهندس از لیزر برای اندازه گیری فاصله بین دو نقطه استفاده کرد.

admeasuring the stockpiles of materials was necessary for accurate inventory control.

اندازه گیری انباشت مواد برای کنترل دقیق موجودی ضروری بود.

the surveyor admeasured the boundaries of the property with precision.

نقشه بردار با دقت حدود ملک را اندازه گیری کرد.

admeasuring the flow rate of water in the pipe was essential for maintenance purposes.

اندازه گیری نرخ جریان آب در لوله برای اهداف تعمیر و نگهداری ضروری بود.

the researcher admeasured the volume of the samples for their analysis.

محقق حجم نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل آنها اندازه گیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید