sizing

[ایالات متحده]/ˈsaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تعیین استانداردها یا اندازه‌ها
n. فرآیند اعمال یک پوشش یا چسب؛ تنظیم اندازه چیزی؛ ماده‌ای که برای پوشش استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

size sizing

اندازه دهی

product sizing

اندازه محصول

custom sizing

اندازه سفارشی

proper sizing

اندازه مناسب

fit sizing

اندازه متناسب

size chart sizing

اندازه نمودار اندازه

standard sizing

اندازه استاندارد

size fitting

اندازه جا افتادن

size range sizing

محدوده اندازه

size adjustment

تنظیم اندازه

جملات نمونه

we are sizing the new uniforms for the team.

ما در حال تعیین سایز لباس‌های جدید برای تیم هستیم.

the designer is sizing the fabric for the dress.

طراح در حال تعیین سایز پارچه برای لباس است.

they are sizing the project to meet the deadline.

آنها در حال تعیین ابعاد پروژه برای رسیدن به مهلت مقرر هستند.

she is sizing up the competition before the launch.

او قبل از عرضه، رقابت را ارزیابی می‌کند.

the company is sizing its workforce for the upcoming expansion.

شرکت در حال تعیین اندازه نیروی کار خود برای گسترش آتی است.

we are sizing the room to fit more guests.

ما در حال تعیین ابعاد اتاق برای جای دادن مهمانان بیشتر هستیم.

he is sizing the artwork to fit the new frame.

او در حال تعیین ابعاد اثر هنری برای قرار گرفتن در قاب جدید است.

they are sizing the software to accommodate user needs.

آنها در حال تعیین ابعاد نرم‌افزار برای پاسخگویی به نیازهای کاربر هستند.

the tailor is sizing the suit for the wedding.

خیاط در حال تعیین سایز لباس برای عروسی است.

we need to start sizing the budget for next year.

ما باید شروع به تعیین بودجه برای سال آینده کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید